|
۞ دختر + پسر = جنگ جهانی سوم ۞ BOYS vs GIRLS درباره جنگ جهانی سوم جنگ جهانی سوم همین جاست!!! ضد دخترا ، ضد پسرا ! سلام سلام حالتون چه طوره؟ایشالا همیشه ok باشید! چیه؟!!! دنبال سنگر و خون و لشکر کشی و ... می گردی؟!!! نه بابا بی خیال !!! ولی باور کن جنگ جهانی سوم همین جاست!!! باور کن میشه من که خودم همین الان تیر خوردم و خودمو از خاکریز به کامپیوتر رسوندم که بگم عقب نشینی نکنید... . اگه دختری برو توو سنگر دخترا اگه پسری برو توو سنگر پسرا !!! اینم یادت نره که یه سرباز واقعی هیچ وقت میدون رو خالی نمی کنه! دوستانی که می خوان ما رو لینک کنن با اسم ۞ دختر + پسر = جنگ جهانی سوم ۞ این کار رو انجام بدن بعد منو خبر کنن تا با کمال میل لینکتون کنم. ***نکته کنکوری: اینو میگم به اونایی که با من بدن و به تهمت های کثیفی هم دامن زدن.ببین کره ی زمین گرده,به هم می رسیم می فهمی که خالی بستی یا نه اصلا تو خوب و عالی هستی... . تو خوبی,تو جلویی باشه ما پشتیم ولی مسیری که میری گرگ هاش رو ما کشتیم ! سرباز نظر یادت نره!!! www.kal2kal.ir آخرین مطالب
آرشيو جنگ ها
دوشنبه هفتم دی 1388 :: 15:39 :: نويسنده : پریسا
اينم يک مطلب جالب درباره آقایان ۳- مردها مثل آگهي بازرگاني هستند..... يک کلمه از چيزهايي را که ميگن نميشه باور کرد ۴- مردها مثل کامپيوتر هستند..... کاربري شون سخته هرگز حافظه قوي ندارند ۵- مردها مثل سيمان هستند .....وقتي جايي پهنشون مي کنيد بايد با کلنگ آنها را از جا بکنيد ۶- مردها مثل تعطيلات هستند..... هيچ وقت به اندازه کافي بلند به نظر نمي آيند. ۷- مردها مثل طالع بيني مجلات هستند..... هميشه بهتون ميگن که چيکار بکنيد و معمولا هم اشتباه مي گويند ۸- مردها مثل جاي پارک هستند .....خوب هاشون قبلا اشغال شده و اونايي که باقي موندن يا کوچيک هستند يا جلوي در منزل مردم ۹- مردها مثل باران بهاري هستند.....هيچوقت نمي دونيد کي مياد چقدر ادامه داره و کي قطع ميشه ۱۰- مردها مثل نوزاد هستند..... توي اولين نگاه شيرين و با مزه هستند اما خيلي زود از تميز کردن و مراقبت از آنها خسته ميشيد ۱۱- مردها مثل ماشين چمن زني هستند..... به سختي روشن ميشن و راه ميفتن , موقع کار کردن حسابي سروصدا راه مي اندازند و نيمي از اوقات هم اصلا کار نمي کنند. سلام.... براي تخمين درصد انحرافات كاذب در گروه هم اينك جلب ميكنم !! جان؟ آهان ببخشيد ! توجه شما رو به داستان زير ميجلبم ... !! واي به حالتون اگر آخر اين داستان اصلاح نشيد !!
يك خانم روسي و يك آقاي كانادايي با هم ازدواج كردند و زندگي شادي را در تورنتو آغاز كردند... مشكل وقتي شروع شد كه خانم براي خريد مايحتاج روزانه بيرون رفت. ......... ........ ....... ...... ..... .... ... .. . اي بي تربيت !! براي خواندن ادامه داستان به پايين صفحه برويد !! خب از اونجايي كه 95% از شما خيلي شيطون هستيد ، مطمئنا فهميديد به چه دليل شوهر خانم براي خريد سوسيس به مغازه قصاب رفت ... اما ...... ....... ...... ..... .... ... .. . با خودتون چي فكر كرديد؟
شوهر اين خانم به 1 دليل خانم روسيش رو همراهي كرد اونهم بدليل اينكه : جبهه ها هم رزم های روزانه
هم رزم ها
|
||
|
تمامی حقوق این وبلاگ محفوظ است |طراحی : kal2kal
|