تبليغاتX
۞ دختر + پسر = جنگ جهانی سوم ۞

doost-doshman

حمیدرضا(مدیر)

doost-doshman

http://doost-doshman.blogfa.com

۞ دختر + پسر = جنگ جهانی سوم ۞

۞ دختر + پسر = جنگ جهانی سوم ۞

۞ دختر + پسر = جنگ جهانی سوم ۞

جنگ جهانی سوم همین جاست!!!
ضد دخترا ، ضد پسرا !

سلام سلام
حالتون چه طوره؟ایشالا همیشه ok باشید!
چیه؟!!! دنبال سنگر و خون و لشکر کشی و ... می گردی؟!!!
نه بابا بی خیال !!! ولی باور کن جنگ جهانی سوم همین جاست!!!
باور کن میشه من که خودم همین الان تیر خوردم و خودمو از خاکریز به کامپیوتر رسوندم که بگم عقب نشینی نکنید... .
اگه دختری برو توو سنگر دخترا اگه پسری برو توو سنگر پسرا !!!
اینم یادت نره که یه سرباز واقعی هیچ وقت میدون رو خالی نمی کنه!

دوستانی که می خوان ما رو لینک کنن با اسم
۞ دختر + پسر = جنگ جهانی سوم ۞
این کار رو انجام بدن بعد منو خبر کنن تا با کمال میل لینکتون کنم.



***نکته کنکوری: اینو میگم به اونایی که با من بدن و به تهمت های کثیفی هم دامن زدن.ببین کره ی زمین گرده,به هم می رسیم می فهمی که خالی بستی یا نه اصلا تو خوب و عالی هستی... . تو خوبی,تو جلویی باشه ما پشتیم ولی مسیری که میری گرگ هاش رو ما کشتیم !



سرباز نظر یادت نره!!!

www.kal2kal.ir

BOYS vs GIRLS

۞ دختر + پسر = جنگ جهانی سوم ۞

با یه تیر 3 نشون !!!

سلام‌.بروبچ کل ۲ کل امیدوارم همتون ok باشید... .

دیگه شرمنده تابستون امسال اون جور که باید و شاید نتونستیم شما رو راضی کنیم چون بیشتر نویسنده ها درگیر درس و کنکورن و واقعا وقت سر خاروندنم نداریم . ایشالا همه چیز ردیف میشه و باز هم می ریم توو آسمونا .

چون خیلی وقت بود آپ نکرده بودم حالا می خوام تلافی کنم! ۳تا مطلب آماده کردم برید ادامه مطلب بخونید و حالشو ببرید... .

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در دوشنبه هشتم شهریور 1389ساعت 11:56 توسط حمیدرضا(مدیر) |
دانشگاه!!!
سلام به همه دوستای با حال خودم

آقا من یه حرفی برام خیلی زور داره! شنیدی میگن دانشگاه رو دخترا گرفتن ... دخترا درس خون ترند ... من اصلا نمی تونم این حرف رو قبول کنم چون اصلا منطقی نیست.تازه این که چیزی نیست خودتون می دونید دخترا به سوء استفاده گری معروفن از این چیزها نتیجه گرفتن دخترا باهوش ترن!!!!!!!!!!!!!!تورو خدا داشتید نتیجه گیری رو. نه بابا اصلا این جوری نیست خواب دیدید خیره..... .

 

می دونی چرا دخترا این جوری می رن سمت دانشگاه چون تنها راه بیرون رفتن و فرار از خونه رو همین دانشگاه می دونن .خداییش خودمونیم دیگه ,دلیلش همینه و شما می تونید این کاریکاتور رو با عکس زیر مقایسه کنید که من درباره وجه شبه این دو تصویر چیزی نمی گم نتیجه گیریش پای خودتون... !

 

خوب به اینجا رسیدیم که دانشگاه و کلاس های اون به شکل زیره حالا چرا این جوریه واقعا چرااااااااااااااااا

 

 

حالا من بهتون می گم چرا !!!

ما پسرا رو مبل خونمون هم این جوری نمی شینیم که شما سر جلسه کنکور به خودتون این اجازه رو می دید .آخه یعنی چی این کار اگه شما عکس یه پسر رو نشون دادید از این حرکات موزون رو در اورده بود باشه اون وقت قبول ما داریم دروغ میگیم شما راست میگید.

 

 

و عکس زیر رو به شما گل پسرا پیشنهاد میکنم که یه چند دقیقه بیشتر ببینید چون خنده ی حاصل از این عکس می تونه غم چندین سال شما رو به باد فراموشی بسپاره

 

 

توجه داشته باشید که این تصاویر فقط و فقط در مورد دخترا صدق می کنه

وحالا پشت پرده این تصاویر رازهایی وجود داره که ما با یکی از این دخترا در مورد این اسرار مصاحبه کردیم ایشان طبق این گذارش به ما گفتن که چرا ما دخترا در ورود به دانشگاه ها موفق تریم و طبق این عکس به ما نشون داد که در کنکور سراسری  از فرمول mgh سال اول دبیرستان تا انواع مشتق ها و فرمول های مثلثات و... و واژه های مهم کتاب ادبیات 2 و 3 و پیش دانشگاهی رو نوشته بوده

 

خوب راست میگن دیگه اگه ما هم اهل این دوز و کلک ها باشیم حتما موفق میشیم !!!؟؟؟!!!

یا مثلا توو عکس زیر الان شما از کجا می دونید این شخص همون صاحب کارته!!! خوب معلوم دیگه دختر همسایه یا خواهر بزرگتر فرقی نداره هر کسی بتونه بهتر جواب بده اون میره

 

بعد از این همه حاشیه و تقلب و ... حالا وارد دانشگاه می شن اونجا چه وضعیتی به وجود میاد!

یادتونه اون بالا گفتم به خاطر فرار از خونه تنها راه رو همین دانشگاه می دونن به خاطر اینه دیگه:

 

 

نه خداییش برا علم و دانش می رید دانشگاه ؟ آره مشخصه!!!

  

طبق آخرین خبری که به دست بنده رسیده دخترا جلوی سازمان ملل جمع شدن و با در دست داشتن شعار هایی مبنی بر عبارت NO WAR از سایت ما خواستار صلح شدن و از ما خواهش کردن که دیگه چیزی نگیم و ما به هیچ وجه خواسته ی شما دخترا رو قبول نمی کنیم

 

و بعضی از دخترا هم بعد از خوندن این مطلب دیگه کارشون به تظاهرات نکشید و طی عملیاتی انتحاری به شکل های زیر خودکشی کردند

 

 

و گروهی دیگه هم به شکل زیر در اومدن که اگه تو خیابون دیدینشون حتما بدونید این مطلب رو خوندن.

+ نوشته شده در دوشنبه بیست و چهارم خرداد 1389ساعت 15:1 توسط حمیدرضا(مدیر) |
دختر یا دوچرخه؟؟ مسئله این است!!!
ببخشید خانوم شما تشکتون گلبافته؟؟؟ خوب بخوابی...

+ نوشته شده در جمعه بیست و یکم خرداد 1389ساعت 13:52 توسط حمیدرضا(مدیر) |
به زودی...

به زودی ... !

 

سلام یه تبریک می خواستم بگم به دوستان به خاطر این:

کسب رتبه ی اول در رنکینگ یاهو برای واژه ی "جنگ جهانی سوم"  سایت ما بالای سایت روزنامه کیهان قرار گرفت!!!

کسب رتبه دوم در گوگل که به زودی اول میشیم

+ نوشته شده در جمعه چهاردهم خرداد 1389ساعت 17:21 توسط حمیدرضا(مدیر) |
تهران جدید

یعنی من و تو می خوایم توو همین ویرانی بمونیم

چه طور می تونیم خودمون رو ایرانی بدونیم

سلام! گفته بودم تا آخر خرداد آپ نمی کنیم اما این یه آپ معمولی نیست.نمی دونم اسمش رو چی بذارم درد اجتماع,جامعه ی مریض,شهر بیمار,مردم ... . نمی دونم یعنی هر جور که بخوام توصیفش کنم نمیشه ,می تونم یه واژه بد تر و بد تر براش پیدا کنم!

داشتم توو نت وبگردی می کردم که ای کاش هیچ وقت این کار رو نمی کردم یه کلیپ دیدم که نوشته بود حمله ی اراذل و اوباش به یک دختر در تهران خیابان خاوران!

با خودم گفتم حتما دختره کاری کرده دارن می زننش یا یه چیزی توو همین مایه ها.دانلودش کردم!!!

وقتی این کلیپ رو دیدم از عصبانیت داشتم منفجر می شدم. وای عجب صحنه ی افتضاحی بود.تا یکی دو ساعت مثل دیوونه ها شده بودم و همش داشتم به این کلیپ فکر می کردم.توو این کلیپ یه لشکر آدم دارن می رن دنبال دو تا دختر وسط یه خیابون شلوغ و پراز ماشین... . یعنی اینا اراذل اوباشن؟ این همه؟ که هی به تعدادشون اضافه می شه؟ نه فکر نمی کنم . دو تاشون اراذل اوباش نه اصلا ده تاشون اراذل اوباش.پس اون پسر 12-11 ساله چی که اونم اوفتاده دنباله دختره!

نه من نمی تونم قبول کنم اراذل اوباشن نه مردم همین شهرند که فقط یادشون رفته خودشون ناموسی هم دارند.اسمشونم گذاشتن مردددددد.

نه داداش مرد مرد.(mard mOrd)

چرا باید این جوری باشه؟؟؟ چرا؟؟؟ مشکل کار کجاست؟!!!

 

دانلود با فرمت WMV    حجم: ۱۰ MB
دانلود با فرمت ۳gp    حجم: ۵ MB

 

لینک دانلود درست شد!

+ نوشته شده در سه شنبه بیست و هشتم اردیبهشت 1389ساعت 16:37 توسط حمیدرضا(مدیر) |
مرخصی!

سلام خدمت همه شما ضد دخترا و ضد پسرا !!!

اومدم عرض کنم خدمتتون که ما تا اواخر خرداد سایت رو آپ نمی کنیم چون بیشتر نویسنده ها درگیر درس و امتحانات هستند به بزرگواری خودتون ببخشید!!! اما می تونید در قسمت نظرات همین پست کل کل رو ادامه بدید.

 

اما...

این جاش مهمه! ما تابستون رو مثل تابستون قبل می خوایم بترکونیم و رکورد 1400 تا نظر سال گذشته رو می خوایم ارتقاء بدیم و دشمن های عزیزمون هم خوب توجه کنند که ما همیشه برتر بودیم و برتر هم خواهیم موند و خوشحالم از اینکه تونستم من واژه ی جنگ جهانی سوم رو در نت مد کنم و خیلی خوشحالم که از سایت ما الگو می گیرید !!!

نویسنده ی جدید هم اگه شرایط سایت رو داشته باشه و دوست داشته باشه به خانواده ی kal2kal.ir بپیونده با آرپیچی ازش استقبال می کنیم و اینو بدونید در سایت ما برای همه بازه!!!                            اگه دوست داشتی نویسنده بشی id بنده رو add کنید تا عضویت شما انجام بشه khorzokhan0007

اینو یادم رفت بگم یه نویسنده حرفه ای عضو شده که اصلا هر واژه ای که می خوام بگم برای توصیفش کم گفتم الان تو قسمت نویسنده ها اسمش رو ؟!؟!؟! نوشتم تا توو خماریش بمونید.

و باز هم تقدیم با عشق به همه ی دشمن های سایت جنگ جهانی سوم

+ نوشته شده در دوشنبه سیزدهم اردیبهشت 1389ساعت 16:46 توسط حمیدرضا(مدیر) |
1389

سلام خدمت همه ی شما عزیزان . صدا به اون عقبیا می رسه؟!

عید سعید باستانی نوروز رو از طرف خودم و تک تک نویسندگان سایت به شما دوستای گل تبریگ میگیم.

در ضمن به دنبال یه مدیر برا سنگر ضد پسرا می گردم.

منتظر خبرهای جدید در سال جدید باشید!!!

+ نوشته شده در یکشنبه یکم فروردین 1389ساعت 11:7 توسط حمیدرضا(مدیر) |
مثنوی معنوی
یکی از عزیزان این شعر رو نظر خصوصی گذاشته بود گفتم بذارم توو سایت یه شب شعر با هم داشته باشیم...

برسد به دست enemy
حسنی نگو جوون بگو

علاف و چش چرون بگو

موی ژلی ،ابرو کوتاه ،زبون دراز ، واه واه واه

نه سیما جون ،نه رعنا جون

نه نازی و پریسا جون

هیچ کس باهاش رفیق نبود

تنها توی کافی شاپ

نگاه می کرد به بشقاب !

باباش می گفت : حسنی می ری به سر بازی ؟

نه نمی رم نه نمی رم

به دخترا دل می بازی ؟!

نه نمی دم نه نمی دم



گل پری جون با زانتیا

ویبره می رفت تو کوچه ها

گلیه چرا ویبره میری ؟

دارم میرم به سلمونی

که شب برم به مهمونی

گلی خانوم نازنین با زانتیای نقطه چین

یه کمی به من سواری می دی ؟!

نه که نمی دم

چرا نمی دی ؟

واسه اینکه من قشنگم ، درس خونم وزرنگم

اما تو چی ؟

نه کا رداری ؟ نه مال داری ؟ فقط هزار خیال داری

موی ژلی ،ابرو کوتاه ، زبون دراز ،واه واه واه



در واشد و پریچه

با ناز اومد توو کوچه

پری کوچولو ، تپل مپولو ، میای با من بریم بیرون ؟

مامان پری ،از اون بالا

نگاه می کرد تو کوچه را

داد زد وگفت : اوی ! بی حیا

برو خونه تون تورا بخدا

دختر ریزه میزه

حسابی فرز وتیزه

اما تو چی ؟

نه کار داری ؟ نه مال داری ؟ فقط هزار خیال داری

موی ژلی ،ابرو کوتاه ،زبون دراز ،واه واه واه



نازی اومد از استخر

تو پوپکی یا نازی ؟

من نازی جوانم

میای بریم کافی شاپ؟

نه جانم

چرا نمی ای ؟

واسه اینکه من صبح تا غروب ،پایین ،بالا ،شمال ،جنوب ،دنبال یک شوهر خوب

اما تو چی ؟

نه کار داری ؟ نه مال داری ؟ فقط هزار خیال داری

موی ژلی ،ابرو کوتاه ،زبون دراز ،واه واه واه



حسنی یهو مثه جت

رسید به یک کافی نت

ان شد ورفت تو چت رووم

گپید با صدتا خانووم!

هیشکی نگفت کی هستی ؟

چی کاره ای چی هستی ؟

تو دنیای مجازی

علافی کرد وبازی

خوشحال وشادمونه

رفت ورسید به خونه

باباش که گفت: حسنی برات زن بگیرم ؟

اره می خوام اره میخوام

چاهارتا شرعن بگیرم ؟

اره می خوام اره میخوام

حسنی اومد موهاشو

یه خورده ابروهاشو

درست وراست وریس کرد

رفت و توو کوچه فیس کرد

یه زن گرفت وشاد شد

زی ذی شد و دوماد شد

+ نوشته شده در دوشنبه نوزدهم بهمن 1388ساعت 16:25 توسط حمیدرضا(مدیر) |
تقدیم به ...
سلام خدمت همه شما دوستای با حال اول از همه پس گرفتن سایت رو به همه تبریک میگم!!! بعد دیدم دوشنبه ها همیشه آپ می کنیم گفتم ادامه همین عکس می نویسم مطلب جدید رو که هم یه آپ مشتی کرده باشم و هم یه جایزه به مناسبت پس گرفتن سایت بدیم!!!

۱)هرکی که این ۴عکس رو درست بگه که چی هستن یه کارت شارژ۵۰۰۰ تومانی بهش میدم

 

 ۲)اینم یه کادو به همه((اینترنت رایگان))   حالش رو ببرید!!!

user:tarfandestan       pas:9092304343     tell:9718170

user:3121                    pas:3121                  tell:9714002

۳)اگه یادتون باشه قبلا یه داستان گذاشته بودم که خیلی طرفدار داشت و این بار هم با یه داستان جدید در خدمتتونم که خیلی قشنگ تر از قبلیه حتما بخونید فقط توش غلط زیاد داره دیگه به بزرگواری خودتون ببخشید! 

بازنـــــده

شب خیابون الرقته روی صندلی های بیرونی kfc نشسته بودم با ولع خاصی سیگارم رو میکشیدم و طبق معمول به جمعیت بی پایان خیره بودم. همیشه با دیدن این همه جمعیت که توی هم میلولیدن اولین سوالی که از خودم میپرسم اینه که هدف ما از زندگی چیه؟ (و هرگز هم به جواب نرسیدم) اخمام توی هم بود با هر کامی که از سیگارم میگرفتم لذت عجیبی میبردم سیگارم تموم شد با تخصص خاص و تحصیلات عالیه که در پرتاب ته سیگار دارم زدم تهش یه قوس قشنگ و چرخش خوشگلی گرفت افتاد دقیقا جایی که میخواستم بعد یه لبخند زدم آروم گفتم یه سیگار دیگه تموم شد پس یه قدم به مرگ نزدیک تر!
همون موقع 3 تا پسر عرب اومدن نشستن میز بغلی جلوی دید من بودن صداشون رو هم واضح میشنیدم شاید حواسشون به من نبود شایدم فکر میکردن من اروپایی ام عربی حالیم نمیشه!.تو دلم گفتم ؟؟؟؟ پسر تو توی قبرم بری بازم آرامش نداری! همینطور که صحبت میکردن یکی از پسرا زد روی شونه بغلی به پشت سر من خیره شدن چند ثانیه بعد اون یکی هم همین کارو کرد به خودم گفتم پشت سر من چه خبر شده اینا نگاه میکنن؟
برگشتم پشت سرم رو نگاه کردم دیدم بجز این 3 تا خیلی از پسرایی که اونجا بودن هم دارن نگاه میکنن سریع چشمم چرخید اونور تر دیدم بابا حق دارن! 2 تا دختر از یه مرسدس بنز s کلاس پیاده شدن داشتن میرفتن داخل رستوران با هر قدمی هم که میرفتن همه چشمها میچرخید البته ...

(بقیه در ادامه مطلب)

 

تقدیم با عشق به همه ی دشمنای سایت

 

امیدوارم که با این آپ پر محتوا ۲کیلو چاق شده باشید بای تا زمستون سال دیگه!!!

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در دوشنبه پنجم بهمن 1388ساعت 14:41 توسط حمیدرضا(مدیر) |
تولد عید شما مبارک!!!

 

سلام به همه دوستان و مثل همیشه آرزو میکنم همتون ok باشید.

۱سال گذشت !!! ۱سالی که برا من یکی مثل برق و باد بود.در سخت ترین شرایط چه از لحاظ درسی که الان هم چندتا از نویسنده ها درگیر کنکورن ایشالا موفق باشن ویا عدم دسترسی به نت و شرایط خاص دیگه که اصلا جای توصیفش اینجا نیست.تک تک نویسنده ها دست به دست هم دادند هدفشون خواستن بود که خیلی خوب این فعل رو صرف کردن و خسته نباشید میگم بهتون البته می دونم که خستگی ناپذیرید ولی دست مریزاد به همتون.

تولد ۱سالگی سایت kal2kal مصادف شده با عید غدیر که اینم خودش افتخاریه. هم عید و هم تولد رو به شما نویسنده های دست طلا و خواننده های چشم عسلی تبریک می گم.با این اوصاف یک سال از فعالیت ما می گذره به نظرم موفق بودیم. توو این مدت با خلق و خو و ادب و شخصیت و نظر و عقیده و صراحت بیان و ... مختلفی آشنا شدم که اگه هر چیز سایت برام سخت و تلخ بود ولی به این تجربه و درسی که گرفتم افتخار می کنم.

آمار ۱ساله سایت رو درآوردم و با یه نگاه اجمالی بهش فکر نمی کنم چشمای قشنگتون ضعیف بشه.

بازم جا داره سالروز ساخت سایت رو به همه دوستان و آشنایان و اقوام و کسبه محل تبریک عرض کنم.

با آرزوی توفیق و موفقیت روز افزون برای شما دوست گرامی.

 

محبوب ترین نویسنده: نیلوفر (بهت تبریک می گم !!! می بینم خوب حال میدی!!!)

بیشترین نظر برای مطلب نیلوفر تقریبا ۱۵۰۰ تا بوده!!! (یه ذره یاد بگیرید یه ذره بچه رو نگاه کن!!!)

مطالب پر بازدید و special از لحاظ سرچ(یاهو و گوگل) برای محمدرضاست.دمت گرم رومونو سفید کردی

بهترین نویسنده: محمدرضا-آرش-میلاد-امیر-عرفان-فرزان-زحل-نیلوفر           

و در آخر منم دسته بیل!!!بدون کسب هیچ مقام و منزلتی اینجاست که میگن میز مدیریت وفا نداره!!!


عنوان سايت دختر+پسر=جنگ جهانی سوم
آدرس www.kal2kal.ir
آمار از تاريخ 1387/9/22
بازديد کل 40994
موضوع سايت

سرگرمی و تفريحی

پر بيننده ترين روز 27 آذر 1387 797 بازديد

 

رتبه کشور تعداد ورودی درصد نمودار
1 ج. ا. ايران

17578

87.95%

2 کانادا

522

2.61%

3 آمريکا

422

2.11%

4 برزيل

361

1.8%

5 کويت

154

0.77%

6 انگلستان

151

0.75%

7 هند

125

0.62%

8 امارات

96

0.48%

9 بلژيک

81

0.4%

10 لهستان

59

0.29%

11 فرانسه

53

0.26%

12 آلمان

37

0.18%

13 ترکيه

28

0.14%

14 هنگ کنگ

27

0.13%

15 افغانستان

26

0.13%

16 يونان

24

0.12%

17 سوئد

20

0.1%

18 استرالیا

19

0.09%

19 لبنان

19

0.09%

20 اتريش

17

0.08%

21 عربستان

14

0.07%

22 نروژ

13

0.06%

23 جمهوري چك

13

0.06%

24 پاکستان

13

0.06%

25 قطر

11

0.05%

26 عراق

10

0.05%

27 ايتاليا

9

0.04%

28 لوکزامبورگ

9

0.04%

29 مالزي

7

0.03%

30 بحرين

6

0.03%

31 تايلند

6

0.03%

32 هلند

5

0.02%

33 ژاپن

5

0.02%

34 اوکراين

4

0.02%

35 دانمارک

4

0.02%

36 فنلاند

4

0.02%

37 روسيه

2

0.01%

38 قبرس

2

0.01%

39 چين

2

0.01%

40 ونزوئلا

2

0.01%

41 فيليپين

2

0.01%

بقيه کشورها

23

0.11%

 

آمار بازديد در ساعات مختلف
ساعت تعداد بازديد درصد
  12 ق.ظ 1,081 4.8 %
  01 ق.ظ 730 3.3 %
  02 ق.ظ 461 2 %
  03 ق.ظ 230 1 %
  04 ق.ظ 134 0.6 %
  05 ق.ظ 98 0.4 %
  06 ق.ظ 105 0.4 %
  07 ق.ظ 205 0.9 %
  08 ق.ظ 310 1.4 %
  09 ق.ظ 527 2.3 %
  10 ق.ظ 878 3.9 %
  11 ق.ظ 1,151 5.2 %
  12 ب.ظ 1,263 5.7 %
  01 ب.ظ 1,411 6.3 %
  02 ب.ظ 1,324 5.9 %
  03 ب.ظ 1,651 7.4 %
  04 ب.ظ 1,627 7.3 %
  05 ب.ظ 1,504 6.8 %
  06 ب.ظ 1,437 6.5 %
  07 ب.ظ 1,268 5.7 %
  08 ب.ظ 1,196 5.4 %
  09 ب.ظ 1,116 5 %
  10 ب.ظ 1,236 5.5 %
  11 ب.ظ 1,129 5.1 %

آمار بازديد در 6 ماه گذشته
ماه تعداد بازديد درصد
آذر 1388 1172 5.3 %
آبان 1388 1717 7.8 %
مهر 1388 1909 8.7 %
شهريور 1388 4815 22.1 %
مرداد 1388 6125 28.1 %
تیر 1388 6031 27.7 %

+ نوشته شده در یکشنبه پانزدهم آذر 1388ساعت 0:31 توسط حمیدرضا(مدیر) |
ویژه

سلام خدمت همه دوستای دوست داشتنی,ایشالا همتون ok باشید

فکر کنم یه ۳-۲ ماهی میشه مطلب نذاشتم حالا می خوام تلافی کنم تو این پست یه مطب بذارم+۲تا عکس که یه ذره پر بار شه!!!

اول اینکه :

این سایت منه مهم نیست فوق العاده ست یا به نظر تو کمه مهم اینه تا من بنویسم پادشاهم واسه وبی که من ساختمش و شما حتی جرات نکردید بشید نزدیکش... . اسیرش شدم وداداش و سیریش و ته دیگش. اما تا وقتی من بنویسم هستم و می مونم واسه اینجا پادشاه !!! (قابل توجه بعضی ها!)

حالا میریم سراغ مطالب . اول از همه ما یک نمونه ی انسانی از دخترها رو مورد بررسی قرار دادیم خودش رو نه!!!خودش به چه دردمون می خوره!!! ۹۹ درصدشون مثه همند!!! این بار محتویات کیفشون رو مورد بررسی قرار دادیم!!!

و طبق قضیه فیثاغورس از اونجا که ۹۹ درصد دخترا مثل همند پس محتویات کیفشونم مثل همند!!!

 

عکس بعدی هم که واضح و مشخصه!!! تاکسی تلفنی مخصوص دختراست که دخترا می تونند شمارش رو از ۱۱۸ بگیرند!!!

 

و اینم یه مطلب ضد دختر :

امروز ناهار چي داريم عزيزم؟؟؟؟؟

شنبه
مرد : امروز ناهار چي داريم؟
زن : ببين ، امروز قراره من و زري با هم بريم «فال قهوه روسي يخ زده» بگيريم . ميگند خيلي جالبه ، همه چي رو درست ميگه . به خواهر شوهر زري گفته « شوهرت برات يه انگشتر بزرگ ميخره » خيلي جالبه نه ؟ سر راه يه چيزي از بيرون بگير بيا

يکشنبه
مرد : عزيزم ، امروز ناهار چي داريم؟
زن : ببين ، امروز قراره من و زري بريم براي کلاسهاي «روش خوداتکايي بر اعتماد به نفس» ثبت نام کنيم . هم خيلي جالبه ، هم اثرات خوبي در زندگي زناشوئي داره . تا برگردم دير شده . سر راه يه چيزي از بيرون بگير و بيا

دوشنبه
مرد : عزيزم ، امروز ناهار چي داريم؟
زن : ببين امروز قراره من و زري با هم بريم «شو»ي «ظروف عتيقه» . ميگن خيلي جالبه، ممکنه طول بکشه، سر راه يه چيزي از بيرون بگير و بيار

سه شنبه
مرد : عزيزم ، امروز ناهار چي داريم؟
زن : ببين امروز قراره من و زري با هم بريم براي لباس مامانم که براي عروسي خواهر زري ميخواد بدوزه دگمه انتخاب کنيم . تو که مي دوني فاميل مامانم اينا (!) چه قدر روي دگمه لباس حساس هستند . ممکنه طول بکشه . سر راه يه چيزي از بيرون بگير بيا

چهارشنبه
مرد : عزيزم ، امروز ناهار چي داريم؟
زن : ببين ، امروز قراره من و زري بريم براي کلاس «بدنسازي» و «آموزش ترومپت» ثبت نام کنيم . همسايه زري رفته ، ميگه خيلي جالبه . ترمپت هم ميگند خيلي کلاس داره ، مگه نه؟ ممکنه طول بکشه چون جلسه اوله ، سر راه يه چيزي از بيرون بگير و بيار

پنجشنبه
مرد : عزيزم ، امروز ناهار چي داريم؟
زن : ببين ، امروز قراره من و زري بريم با هم خونه همسايه خاله زري که تازه از کانادا اومده . ميخوايم شرايط اقامت را ازش بپرسيم ، من واقعا'' از اين زندگي خسته شدم . چيه همه ش مثل کلفتها کنج خونه ! به هر حال چون ممکنه طول بکشه ، سر راه يه چيزي از بيرون بگير و بيا

جمعه
مرد : عزيزم ، امروز ناهار چي داريم؟
زن : ببينم ، تو واقعا'' خجالت نمي کشي؟ يعني من يه روز تعطيل هم حق استراحت ندارم ، واقعا'' نمي دونم به شما مردهاي ايراني چي بايد گفت؟ نه واقعا'' اين خيلي توقع بزرگيه که انتظار داشته باشم فقط هفته اي يه بار شوهرم من رو براي ناهار ببره بيرون ؟

+ نوشته شده در دوشنبه بیستم مهر 1388ساعت 12:25 توسط حمیدرضا(مدیر) |
بدون موضوع
با عرض سلام خدمت همه ی خوانندکان این مطلب و حتی شنوندگان چون شاید این خبر دهن به دهن پخش بشه!خوب ایشالا همیشه ok باشید و همه چیز براتون ok باشه.ok بودن یا نبودن بعضی از موضوعات توو زندگی بستگی به خود آدم داره که می تونه با انتخاب درست یا غلط خودت باشی و خودت.دیگه آخرین روزای تابستونه,تابستونی که چه خوب و چه بد گذشت و دیگه هم تکرار نمیشه,ایشالا که به شما خوش گذشته باشه و در آینده هم بهتون خوش بگذره... .

من زیاد اهل زیاده گویی نیستم و سخن ور ماهری هم هیچ وقت نبودم.پس زیاد وارد حاشیه نمی شم.

بعضی ها می گن رضا برای خود شیرینی وب رو گذاشت برای فروش,بعضی ها میگن این می خواست ببینه چه قدر طرفدار داره,بعضی ها می گن می خواست ببینه سایتش چه قدر می ارزه ووو .

آدم توو هر راهی که وارد میشه یه سری دشمن داره یه سری دوست و من تا جایی که تونستم سعی کردم دشمنام رو با کاری که انجام میدم تبدیل به دوستام کنم.هر از چند گاهی هم موفق بودم حتی یکی از نویسنده های این سایت اصلا رابطه ی خوبی با من نداشت ولی به مرور زمانهمه چیز ۳۶۰ درجه تغییر کرد و حتی اومد نویسنده ی این وب شد.

من نمیگم خیلی خوبم یا بدم ولی خدا رو گواه می گیرم نه وب رو برای خود شیرینی برای فروش گذاشتم نه می خواستم ببینم چه قدر طرفدار دارم و نه می خواستم ببینم سایتم چند می ارزه!و فقط و فقط قصد فروش داشتم.

حالا شما می گید که چرا من این حرف ها رو می زنم؟!!!چون از فروش منصرف شدم.شاید این خبر برا خیلی ها خوشایند نباشه ولی خوشبختانه یا متاسفانه من به مدیریت خودم ادامه میدم ولی به سبک و روشی متفاوت.متفاوت از این نظر که با روش قبلیم که می گفتم ثبت موقت کنید و خودم به نوبت مطالب رو می ذاشتم دیگه این جوری نیست!

نظرای همه ی شما دوستان رو خوندم و از همتون تشکر می کنم ولی یه حرف رو من خیلی تاثیر گذاشت که باعث شد من برگردم یکی که شاید دوست نداشته باشه اسمش رو بیارم بهم گفت پول تموم میشه ولی رفاقته که می مونه.من پیش خودم برداشت کردم که یعنی تو همه ی کسایی که ازت خواستن بمونی رو به پول ترجیه می دی به هیچ عنوان این جوری نبود و من برای اثبات این حرفم هست که وب رو نفروختم.

به هر حال من از لحاظ مدیریتی در خدمت شما هستم ولی دورادور و کمتر حضور من رو احساس می کنید فکر نکنید که من اصلا نیستم و نشستم میگم up کنید.نه من هستم و همه ی کار ها رو زیر نظر دارم.به همین علت هم می خواستم وب رو بفروشم که کار به اینجا ها نکشه و شما با مدیریت جدید به سبک و سیاق قبلی کار رو ادامه بدید..

من می خوام کمتر خودم رو درگیر وب و اینترنت کنم و بیشتر به درس برسم قبلا اینجوری بود که من اول به وب می رسیدم و در کنارش درس هم می خوندم که خیلی هم ضربه خوردم ولی با تلاش خودم شرایط رو عوض کردم.

خوب توو این روش جدید به شخص اس ام اس می دم و میگم که نوبت شماستup کن اگه بتونه up کنه که هیچ اگه نمی تونه میگه فلانی من نمی تونم و من به نفر بعدی میگم تا up کنه.

تو این روش مشکلاتی هست که نویسنده شاید به من اعتماد نداشته باشه که شمارش رو بده و من بهش حق می دم ولی خوب من فقط از این راه می تونم مدیریت کنم اگه دوست داشتید در خدمتتون هستم اگرنه هم که شرمنده عضویت نویسنده غیر فعال میشه.

و اگر از دوستان کسی هست که می خواد وارد جنگ جهانی سوم بشه و نویسنده باشه به من اطلاع بده تا با هم همکاری خوبی داشته باشیم.

عزیزانی که نظر یا پیشنهادی دارن که می تونه باعث افزایش کیفیت و جذابیت و بازدید سایت بشه به من بگن تا در صورت امکان پیشنهادشون عملی بشه.(یه شیرینی خوب پیش من داره!)

موندم تا نگن رضا بی معرفت بود,به امید روزی که کسی نباشه kal2kal رو نشناسه!

+ نوشته شده در دوشنبه بیست و سوم شهریور 1388ساعت 18:10 توسط حمیدرضا(مدیر) |
مچ گیری
سلام به همه امیدوارم که حال همتون خوب خوب باشه و با تابستون کلی حال کره باشید... .

بدون حاشیه میرم سر اصل مطلب !!! نظرتون راجع به حرف مفت زدن چیه؟ اصلا اینو ولش کن نظرتون راجع به دروغ چیه؟ نه اینم ولش کن نظرتون درباره اینکه به یکی تهمت بزنن چیه؟ نه اینم ولش کن اصلا نظرتون درباره زیر آب یکی رو زدن چیه ؟ یا نظرتون درباره ی اینکه یکی رو له کنی برای اینکه خودت سری تو سرا در بیاری چیه؟از بس زیاده که آدم نمی دونه چی بگه!!!

من الان درباره ی کسی حرف می زنم که فکرکنم همتون می شناسیدش !حالا من اسمش رو نمیارم چون من مثل خودش نیستم،و همین که خودش بفهمه بسه و شما دوستان هم متوجه دروغ هاش بشید

حالا نظرتون رو به این قسمت جلب می کنم.(من اسم شخص رو پاک کردم و به جاش biib گذاشتم و بدون هیچ دست کاری)

biib(8/3/2009 1:43:16):ghahri hanooz

biib(8/3/2009 1:43:20):

biib(8/3/2009 1:43:22):

biib(8/3/2009 1:43:25):

biib(8/3/2009 1:43:49): bakhshesh az bozorg tarast

biib(8/3/2009 1:43:55):

Reza Enemy(8/3/2009 1:44:01): ghahr vase chi?

biib(8/3/2009 1:44:10): chon kharam

Reza Enemy(8/3/2009 1:44:16): khari dg chi karet konam

Reza Enemy(8/3/2009 1:44:21): be khar begoo gav sho

Reza Enemy(8/3/2009 1:44:24): mishe?

biib(8/3/2009 1:44:27):

biib(8/3/2009 1:44:36): bakhshesh az bozorgast

biib(8/3/2009 1:44:44): mikhastam mazerat khahi konam

biib(8/3/2009 1:44:53): didam be ghole khodet ghahr kare bache hast

biib(8/3/2009 1:44:59): mibakhshi?

Reza Enemy(8/3/2009 1:45:05): bakhshidam

biib(8/3/2009 1:45:16): che ajab

biib(8/3/2009 1:45:18): <:-P

biib(8/3/2009 1:45:20): <:-P

biib(8/3/2009 1:45:23): <:-P

biib(8/3/2009 1:45:25): <:-P

biib(8/3/2009 1:45:33): hala chi kar konim?

biib(8/3/2009 1:45:37):

Reza Enemy(8/3/2009 1:45:44): mage gharare kari konim?!

Reza Enemy(8/3/2009 1:45:48): dooroogh gooyi ?

biib(8/3/2009 1:45:51): chi?

Reza Enemy(8/3/2009 1:45:58): migam dooroogh gooyi?

biib(8/3/2009 1:46:02): na

biib(8/3/2009 1:46:10): yani fekr konam na

biib(8/3/2009 1:46:16): ino ghabool daram kharam vali dorooghgoo na

biib(8/3/2009 1:46:19): che tor?

Reza Enemy(8/3/2009 1:47:11): akhe chanta az dorooghato didam

Reza Enemy(8/3/2009 1:47:18): mikhastam nazare khodet ro beporsam

biib(8/3/2009 1:47:23): koja?

biib(8/3/2009 1:47:29): shayad eshtebah mikoni

Reza Enemy(8/3/2009 1:47:35): man be to esrar kardam ke to ro khoda bia webe man nevisande sho?!

biib(8/3/2009 1:47:40):

biib(8/3/2009 1:47:43): na

biib(8/3/2009 1:47:49): akhe man behet goftam ozvam nakardi zaye shodam

biib(8/3/2009 1:47:55): khob hersam gereft

biib(8/3/2009 1:47:59): bayad ino tozih bedam

Reza Enemy(8/3/2009 1:48:04): to har vaght herset migire doroogh migi?

biib(8/3/2009 1:48:16): mage to nazaraye webloge mano mikhooni?

Reza Enemy(8/3/2009 1:48:21): na fek konam mahsa bem goft

biib(8/3/2009 1:48:25): aha

Reza Enemy(8/3/2009 1:48:32): osoolan az adamaye 2roo khosham nemiyad

biib(8/3/2009 1:48:38): mage man 2rooam?

Reza Enemy(8/3/2009 1:48:43): mishe azat ye khahesh bokonam

biib(8/3/2009 1:48:48): befarma

Reza Enemy(8/3/2009 1:48:53): lotfan id mano pak kon

Reza Enemy(8/3/2009 1:48:58): mamnoonet misham

biib(8/3/2009 1:49:05): =((

biib(8/3/2009 1:49:11): bye

Reza Enemy(8/3/2009 1:49:14): be salamat

قابل توجه دوستانی که سنگ این شخص رو به سینشون می زدن و هر چی دوست داشتن پشت سر من میگفتن و چشم و گوش بسته ازش اطاعت می کردن

من فقط خواستم تو این پست بگم من واقعا اون آدمی نیستم که پشت سرم حرف میزنن و می خواستم سیاه و سفید رو بهتون نشون بدم و خودتون انتخاب کنید به نظر همتون احترام میذارم،نتیجه گیری با شماست

www.kal2kal.ir

+ نوشته شده در دوشنبه دوازدهم مرداد 1388ساعت 15:21 توسط حمیدرضا(مدیر) |
can u understand
سلام ، به هه دوستان عزیز و نویسنده ها

آیا مفهوم واژه ی ثبت موقت رو می فهمید؟؟؟؟ چند بار باید بگم؟؟؟ چه جوری باید بگم ؟؟؟

ما از اردیبهشت تا حالا ثبت موقت داریم اون وقت از راه می رسی از یه مطلب خوشت میاد می ذاری؟؟؟

شما مطلب پیدا می کنی و ثبت موقت می کنی و من خودم می ذارم تو وبلاگ نترسید کسی مطالبتون رو نمی خوره!!!

تا الان وبلاگ با نظم جلو اومده و دوست ندارم کسی این نظم رو خراب کنه در صورت تکرار عضویت شما لغو میشه!

+ نوشته شده در پنجشنبه هشتم مرداد 1388ساعت 12:48 توسط حمیدرضا(مدیر)
کاش یک زن نبودم(قسمت اول تا پنجم)
سلاممممممم ، حالتون چه طوره؟

بابا لاتیش نکنید معترض این حرف هارو بیخیال برو توو سنگر.موضوع این وبلاگ طنز و سرگرمیه نه سیاست و دموکراسی عزیزم.  دنیا ۲ روزه

امروز رفتم دنبال کارای وبلاگ و اگه خدا قبول کنه avizoon.ir رو خریدم و تاچند روز دیگه ردیف میشه دیگه شرمنده اگه یکم کم پیدا بودم. تو صف بانک بودم دیدم یادم رفته شماره حساب رو بیارم زنگ می زنم به آقا محمدرضا که بره توو سایت ببینه reject میکنه اخه مگه دخی بهت زنگ زده.به آرش زنگ زدم بیرون بود به یکی دیگه از بچه ها زنگ زدم بیلیارد بود،وای خدااااااااااا

یهو یادم افتاد که ای آقا خدا پدر مادر ادیسون رو بیامرزه که GPRS رو ختراع کرده  رفتم تو سایت و شماره حساب رو برداشتم... .

این داستان مارال و سیما هم که داره حساس میشه گفتم گناه دارید توو خماریش بمونیدبرداشتم تاقسمت آخر داستان رو گذاشتم بخونید حالش رو ببرید ، اگه غلط املایی زیاد داره ببخشید دیگه وقت نکردم غلط هاش رو بگیرم... .

راستی پروین بیشتر به خاطر تو کل داستان رو گذاشتم که فکر کنم از دستم ناراحت شدی،ببخشید

برید ادامه مطلب


ادامه مطلب
+ نوشته شده در شنبه سوم مرداد 1388ساعت 15:14 توسط حمیدرضا(مدیر) |
سایت

سلام به نویسنده های گل و خواننده های بهتر از گل!

راستش می خواستم با هاتون مشورت کنم.می خوام وبلاگ رو تبدیل به سایت کنم و تو فکر یه آدرس خوبم .خودم این آدرس رو پیشنهاد دادم www.doshman.com یا www.doshman.ir که به موضوع وبلاگ هم می خوره. نویسنده ها لطفا یه ۳-۲ روز وبلاگ رو آپ نکنن تا تکلیف وبلاگ روشن شه!

 حالا نظر شما چیه؟

+ نوشته شده در چهارشنبه سی و یکم تیر 1388ساعت 16:59 توسط حمیدرضا(مدیر) |
دختر شایسته سال 2009

سلامممممممم

چیه!!! بنده خدا ۱۸ سالشه فقط چون دیده چروک مده خودش رو چروک کرده

در ضمن هنوز به نویسنده ضد پسر نیازمندیم... .

 

+ نوشته شده در سه شنبه سی ام تیر 1388ساعت 0:32 توسط حمیدرضا(مدیر) |
کاش یک زن نبودن(قسمت دوم)
سلام دوستان , خوشبختانه این داستان استقبال خوبی داشته و مرسی بابت نظراتون.دوستانی که قسمت اول این داستان رو نخوندن من پایین همین قسمت دوباره قسمت اول رو گذاشتم که شما هم به خوانندگان این داستان کوتاه بپیوندید. 

قسمت دوم

بهراد شروع كرد به خواندن نامه ودرحین خواندن نامه لبخند میزد بعد كه نامه تمام شد من نفسم را در سینه حبس كردم و منتظر جواب بهراد شدم
بهراد گفت :آشنایی با شما دختر خانم خوشگل و دوست داشتنی باعث افتخار منه . و شماره موبایلشو روی یك تكه كاغذ نوشت و خیلی مودبانه یك شاخه گل از توی گلدان گل روی میزش در آورد و به طرف من دراز كرد و گفت :من منتظر تماس شما هستم
نفهمیدم چطوری خداحافظی كردم و با چه سرعتی خودمو به دوستام رسوندم كه توی پارك منتظرم بودند اون روز از خوشحالی توی پوست خودم نمی گنجیدم و همه دوستامو بستنی مهمون كردم .
از روز بعد من هر روز با بهراد با تلفن عمومی تماس می گرفتم ولی اون راغب نبود كه برای دیدنم از شركتش خارج بشه و كارهاش رو بهانه میكرد و می گفت چون شركت خودمه نمیتونم بیام ولی خیلی مشتاق دیدارتم تو بیا شركت من اینطوری هم تو رو می بینم هم به كارهام میرسم.
من حسابی عاشقش شده بودم و هر شب به یادش می خوابیدم سال آخر دبیرستان بودم وبا روحیه ای كه پیدا كرده بودم حسابی در درسهام نمرات خوبی میگرفتم . بعد از مدرسه میرفتم دستشویی پارك چادرمو در میآوردم ولی روسری كیپی سرم می كردم و یك ر‍ژ لب دخترانه می زدم و با یك شاخه گل به دیدن بهراد می رفتم و به خانوادم می گفتم كه دبیرستان كلاس تست زنی برامون گذاشتن. ولی در دلم احساس گناه می كردم كه چرا دارم دروغ میگم و احساس میكردم رابطم با بهراد كه یك نامحرمه گناه محسوب میشه... .

بقیه داستان در ادامه مطلب

www.doost-doshman2.blogfa.com

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در جمعه بیست و ششم تیر 1388ساعت 18:47 توسط حمیدرضا(مدیر) |
کاش یک زن نبودم(قسمت اول)

www.doost-doshman2.blogfa.com

قسمت اول

دخترك برای چندمین بار نگاهی به ساعت مچییش انداخت و زیر لب غر غر كنان گفت: اه باز این پسره احمق دیر كرد انگار اصلا موقعیت منو درك نمیكنه.. و بعد با حرص بسیار گوشی موبایلشو از كیفش بیرون اورد و شروع كرد به اس ام اس زدن : آخه تو كجایی من سه ساعته اینجا معطل تو هستم مثل اینكه فراموش كردی من بخاطر تو الان اینجا هستما من توی پارك ساعی رو به روی قفس طاووس منتطرت روی نیمكت نشستم بیا دیگه خفم كردی الان هوا تاریك میشه و من هیچ جارو ندارم كه برم.
در حال اس ام اس زدن بود كه دختری زیبا در كنارش نشست و با یك نیم نگاه سرتا پای دخترك را نظاره كرد و گفت : سلام خانم خانما چقدر گوشیت قشنگه میشه ببینمش من عاشق گوشیای سونی اریكسونم خیلی با كلاسه گوشیت.
دخترك نگاهی به دختر زیبا انداخت و محو چهره نقاشی شده دختر شد كه در چهره این دختر و آفرینش او خداوند از هیچ چیز در یغ نكرده بود یك روسری شالی كوتاه آبی با موهای هایلایت استخوانی مانتوی كوتاه مشكی تنگ و یك شلوار برمودا لی به تن داشت
دخترك از این كه می دید چنین دختر زیبایی در كنار او نشسته و باب صحبتو با او باز كرد ه خیلی خوشحال شد مخصوصا اینكه تحمل این دقایق برای او سخت بود و دوست داشت با كسی صحبت كند
گوشی موبایلش رابه طرف دختر دراز كرد و گفت قابل نداره
دختر لبخند زبایی زد و گفت : من اسمم مانیاست یا مارال .......

www.doost-doshman2.blogfa.com

بقیه داستان در ادامه مطلب...


ادامه مطلب
+ نوشته شده در شنبه بیستم تیر 1388ساعت 23:50 توسط حمیدرضا(مدیر) |
آموزش آن لاین شدن با یاهو مسنجر
Yahoo Messenger
چند روزی هست یاهو مسنجر فیلتر شده

برای باز کردن یاهو مسنجر ابتدا یاهو مسنجر رو باز کنید و قبل از اینکه آی دی و پسورد رو وارد کنید ار منوی Messenger گزینه Connection Preferences رو انتخاب كنید و Connect Via a Proxy Server رو فعال كنید و ok رو بزنید و براحتی وارد بشید.

این كار برای زمانهایی كه یاهو باز نمیشه بسیار جوابگو هست.

البته امروز گهگاهی یاهو مسنجر بدون فیلترشكن باز میشه.

طبق عكس زیر عمل كنید:

+ نوشته شده در پنجشنبه هجدهم تیر 1388ساعت 17:0 توسط حمیدرضا(مدیر)
ضد پسر پسرا نیان تو
سلام  دوستان

همون طور که از بوش میاد مثل اینکه مشتاقید که مطالب ضد پسر هم جایی تو وبلاگ داشته باشه مشکلی نیست ... .

پس به تعدادی نویسنده دختر برای گذاشتن مطالب ضد پسر نیازمندیم!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!

۱.مینا

۲.زحل

۳.پرنیا

+ نوشته شده در سه شنبه شانزدهم تیر 1388ساعت 0:20 توسط حمیدرضا(مدیر) |
دختران شاشو و شاشدن دخترا
سلام به همه نویسنده ها و دوستان عزیز
اول از همه خدمت همتون عرض کنم که قصد تحقیر ندارم... .
 
خوب همون طور که شواهد نشون میده دخترا شاشو تشریف دارن و کاریشم نمیشه کرد
البته هر مشکلی یه درمونی داره و میشه دخترا رو کمک کرد که من راه درمان رو تو ادامه مطلب بهتون میگم پس حتما ادامه مطلب رو نگاه کنید!!!
 
 

 
 

 

 
 

ادامه مطلب
+ نوشته شده در شنبه سیزدهم تیر 1388ساعت 18:23 توسط حمیدرضا(مدیر) |
با اجازه!
سلام , حالتون چه طوره؟ ایشالا ok باشید و همه چیز براتون ok باشه... .

چه قدر زمان زود می گذره؟!!! آذر ماه بود که این وبلاگ رو ساختم تو این فکر بودم که چه موضوعی براش انتخاب کنم.تصمیم گرفتم که یه وبلاگ گروهی باشه با چند تا از دوستام مشورت کردم و ازشون ok گرفتم.فقط مونده بود موضوع وبلاگ!!!

بهشون گفتم هر مطلب جالبی که خودتون خوشتون اومد بزارید پشیمون شدم چون تجربه ای که توی وبلاگ و وبلاگ نویسی داشتم بهم میگفت که این وبلاگ با این موضوع موفق نمیشه.

گفتم خوب می تونه این یه وبلاگ باشه که هم دخترا و هم پسرا توش مطلب بزارن به نویسنده ها گفتم همشون موافقت  کردن و خیلی مشتاق شدند که تو این وبلاگ دخترها هم باشند ولی چون خودم زیاد به دخترا اعتماد نداشتم و ندارم راغب به حضورشون نبودم.

تا اینکه موضوع ضد دخترا رو انتخاب کردم,به نظرم موضوع جالبی بود بهتر از وبلاگ های تکراریه دیگه ای هستش که بری توش فقط حرف از عشق و عاشقی و نمیدونم چرا شب سیاهه و روز روشنه میزنن... .

موضوع ضد دخترا رو به نویسنده ها گفتم از ۲۰تا نویسنده چند نفرشون جا خوردن و کمکم تعدادشون کم شد تا اینکه ما موندیم و وبلاگ و موضوع ضد دختر و یه سری دختر که باید ازشو راجع به وبلاگ فحش میشنیدیم که آخه چرا به شخصیت والای ما توهین شده و من فرشته ام و بهترین دختر روی زمینم ووو...

من جا نزدم و فحش های همشون رو می خوندم و حتی خندم می گرفت.هه دخترن دیگه کاریشون نمیشه کرد.

از قدیم گفتن کار را که کرد آنکه تمام کرد و منم هنوز مثل کوه پا برجام مگر اینکه مشکلی پیش بیاد و این وبلاگ که مثل اتاقم میمونه ازم بگیرن.

و طبق حرف اولی که گفتم(چه قدر زمان زود می گذره)گذر زمان رو تو همین وبلاگ حس کردم,وقتی هفته به هفته به آرشیو مطالبت اضافه مهشه وقتی مطلب به مطلب به نظرای وبلاگت اضافه میشه وقتی روز به روز به بازدیدکننده هامون اضافه میشه همین برام بسه دیگه چی می خوام؟!

به هر حال دوران سخت وبلاگ گذشت و الان حال و روز خوبی داره و مشتری هاش رو شناخته و مشتری ها هم فکر کنم ما رو شناخته باشن.

نظرسنجی هم که گذاشتم بیشتر مربوط میشه به شناخت شما از ما و وبلاگمون تو جامعه ی آماری همیشه میگن مشت نمونه ی خروار هستش و نتایج هم نمیگم خوب بود ولی زیاد هم بد نبود.از اینکه تو نظرسنجی شرکت کردید ازتون تشکر میکنم و امیدوارم بتونم کاری کنم که کسانی که گزینه های مطلوبی رو نزدند از ما راضی بشن و نظرشون عوض شه و اون هایی هم که نظر خوبی نسبت به وبلاگ داشتن این حسن انتخابشون همچنان باقی بمونه و مارو تنها نزارند.

 

« بودن یا نبودن؟!!! »
 
الان که 6-5 ماه از کار وبلاگ می گذره,وبلاگ رو چه طور دیدی؟

1- عالی!
.
.
 91رای - 44.8%
.

2- خوب!
.
.
 27رای - 13.3%
.

3- متوسط!
.
.
 18رای - 8.8%
.

4- ضعیف!
.
.
 6رای - 2.9%
.

5- بد!
.
.
 11رای - 5.4%
.

6- دیگه آپ نکن!
.
.
 50رای - 24.6%
.

 

تا دمی بعد خداحافظ

حمیدرضا

+ نوشته شده در یکشنبه سی و یکم خرداد 1388ساعت 22:15 توسط حمیدرضا(مدیر) |
سلام سلام
سلام به همه دوستان ایشالا همتون ok باشید

من یه ۲ هفته میشه که به وبلاگ سر نزده بودم و مدیریت رو به بچه ها داده بودم تا مشکلم حل شه.

تو این مدت محمدرضا و مازیار زحمت وبلاگ رو میکشیدن که از همین جا ازشون تشکر میکنم... .

خوب بروبچ گل دیگه وبلاگ رو آپ نکنید البته تا پایان امتحانات.

این نظر سنجی هم که این بالا گذاشتم نتایج بد نبود ۴۰ درصد گفتن که وبلاگ عالیه و بقیه گزینه ها الان یادم نیست... .

بای تا ۲۰ خرداد

+ نوشته شده در چهارشنبه نهم اردیبهشت 1388ساعت 12:5 توسط حمیدرضا(مدیر) |
عیدی منو امیر به شما+یه عکس دیگه
سلام به همه دوستای گل و خوانندگان وبلاگمون که بهتر از گلند.

خوب بعد از مدت ها خواستیم یه عکس از خودمون بذاریم که این قدر تو کف نباشید اینم عیدی منو امیر به همه خوانندگان وبلاگ و البته شاید تو عکس های بعدی همه نویسنده ها باشن و یه چند تا ... کنارمون

 
 
بعد از عکس قبلی بخاطر استقبالی که شد گفتیم یه عکس دیگه هم اضافه کنیم این عکس رو دیشب گرفتیم(۲۰/۱/۸۸) تو یه پارتی دانشجویی و منم با چند نفر دیگه دعوت بودیم جای همتون خالی بود
+ نوشته شده در چهارشنبه پنجم فروردین 1388ساعت 12:27 توسط حمیدرضا(مدیر) |
کاریکاتور

و این یکی هم دیگه خودت توضیح بده من حال ندارم...

+ نوشته شده در یکشنبه دوم فروردین 1388ساعت 17:23 توسط حمیدرضا(مدیر) |
اعتماد؟؟؟

اعتماد کردن....چگونه؟؟چه قدر؟؟.............شما بگید؟!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!

دوستان چون این مطلب طولانیه میذارم تو ادامه مطلب امیدوارم از خوندنش لذت ببریید

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در سه شنبه ششم اسفند 1387ساعت 13:44 توسط حمیدرضا(مدیر) |
این یه فاجعه ست
سلام دوستان حالتون چه طوره؟ایشالا همیشه ok باشید

خوب اول از همه میخوام تولد صمیمی ترین دوستم رو تبریک بگم امروز تولد محمدرضاست و براش بهترین هارو آرزو میکنم... .

امروز با امیر لوطی یکی از نویسنده های وبلاگ رفتیم بیرون خیلی دلم براش تنگ شده بود گفتم بزنیم بیرون.

نشسته بودیم تو پارک که خیلی صحنه ی جالبی رو دیدم میگم که شما هم بی نصیب نمونید.

یه زن تقریبا ۳۰ ساله یا شایدم کمتر با دخترش از جلومون رد شد ۲تا ماشین دنبالشون بود وقتی رسیدن به ۲راهی که دقیقا ما اونجا نشسته بودیم اینا رفتن مستقیم ولی یکی از ماشینا پیچید(محض اطلاع بگم کمری بود ماشینه) زنه وقتی این صحنه رو دید گفت عوضی و دخترش ازش پرسید چرا رفت؟!!!

خیلی جالبه برام این دختر چی میخواد از مادرش که اصلا نمیشه اسمش رو مادر گذاشت یاد بگیره به هر حال اون مادرش رو الگو خودش قرار میده . شما چی فکر میکنید؟؟؟

+ نوشته شده در سه شنبه بیست و دوم بهمن 1387ساعت 19:42 توسط حمیدرضا(مدیر) |
وای باورت نمیشه

وای بچه ها سلام

یه چی میگم چشاتون ۴تا شه کی بنفشه رو یادشه؟؟؟

اگه زیاد وبلاگ ما میای باید بشناسیش خوب حالا بگذریم برو آخرین نویسنده رو بخون اسمش چیه!!!

چی شد دیدی گفتم چشت ۴تا میشه بنفشه هم فهمید دخترا گربه صفتن ولی تو میگی نه!!!

بنفشه هم اولش ضد ما بود ولی فهمید ما چیزی جز حقیقت نمیگیم

بنفشه ورودت رو به وبلاگ ضد دخترا تبریک میگم موفق باشی

+ نوشته شده در دوشنبه بیست و یکم بهمن 1387ساعت 16:11 توسط حمیدرضا(مدیر) |
مرکز خرید

در یکی از کشورها یک مرکز خرید شوهر وجود داشت که ۵ طبقه بود و دخترها به آنجا می رفتن و شوهری برای خود می گرفتن. شرایط این مرکز خرید این بود هر کس فقط می توانست یک بار از این مرکز خرید کند و به هر طبقه که می رفت دیگه نمی توانست به طبقه قبل برگردد. روزی دو دختر به این مرکز خرید رفتن در طبقه اول نوشته بود این مردان شغل خوب و بچه های دوست داشتنی دارند دختری که تابلو را خوانده بود گفت از بی کاری بهتره ولی می خوام ببینم که بالاتری ها چی دارند؟ در طبقه دوم نوشته بود این مردان شغل خوب با حقوق زیاد و بچه های دوست داشتنی و چهره زیبا دارند. دختر گفت هوم م م طبقه بالاتر چه جوریه؟ طبقه سوم نوشته بود این مردان شغل خوب با درآمد زیاد، بچه های دوست داشتنی و چهره ای زیبا و درکار خانه هم کمک می کنند. دختر گفت وای ی ی چه قدر وسوسه انگیز ولی بریم بالا تر ببینیم چه خبره؟ طبقه چهارم نوشته بود این مردان شغل خوب با درآمد زیاد، بچه های دوست داشتنی، چهرهای زیبا، در کار خانه به همسر خود کمک می کنند و هدفی عالی در زندگی دارند. دختر: وای چه قرد خوب پس چه چیزی ممکنه در طبقه اخر باشه؟ پس رفتن به طبقه پنجم. طبقه پنجم: این طبقه فقط برای این است که ثابت کند زنان راضی شدنی نیستند. از اینکه به مرکز ما آمدید متشکریم روز خوبی را برای شما آرزو می کنیم.

+ نوشته شده در دوشنبه چهاردهم بهمن 1387ساعت 20:56 توسط حمیدرضا(مدیر) |
با انصاف

سلام دوستان حالتون چه طوره؟؟؟ایشالا همیشه خوب باشید و زیاد از دست ما دلخور نباشید

تو این پست می خوام با انصاف بدون هیچ نگاهی که من پسرم باهاتون حرف بزنم.

خوب میدونم برا خیلی هاتون این سوال پیش اومده که چرا من ضد دخترم یا بهتر بگم از دخترا خوشم نمیاد حالا من جمع نمی بندم چون دارم از زبون خودم می نویسم.

شاید بگید یعنی بقیه نویسنده ها ضد دختر نیستن!!! مطمئن باشید که همه ما ضد دختریم ولی درصدش رو من نمیدونم یکیمون بیشتر یکی دیگه کمتر.

خوب بهتر برم سر اصل مطلب و زیاد از بحث فاصله نگیرم

بعضی از این دخترای کوکولی میگن که ما با بقیه فرق داریم من موندم این فرقی که اینا میگن چیه!!! اگه دقت کرده باشید به هر دختری که یه حرفی میزنی که خوشش نیاد و به ضررش باشه میگه من با بقیه فرق دارم تازه نکته اینجاست که فرداش به یه بدبخت دیگه این حرف رو میزنه.

من نمیگم خیلی پسر خوبیم خود منم خیلی کارا کردم که اینجا جای گفتنش نیست ولی نباید از این حرفم نتیجه بگیرید که شکست عشقی خوردم یعنی اصلا تو این دوروزمونه عشقی وجود نداره دقیقآ مشکل همین جاست.

شما دخترا که میگید پسرا بدون ما هیچن یا وقت و پول پسرا برا ماست(اینایی که میگم خود همین دخترا نظر گذاشتن)درست میگید یه سری پسرا هستند که شاید این حرفارو بهتون بزنند ولی خواهر من تو مو رو میبینی من پیچش مو رو خدا رو گواه میگیرم که اینا دنبال چیز دیگن گول نخورید.

شاید تو که داری این پست رو می خونی داری بهم می خندی ولی یکم فکر کن ببین چیزی جز حقیقت گفتم؟!!!

دختر هم یکی از مخلوقات خداست انسان که فرشته ها براش سجده کردنند من کی باشم که بخوام ضد دخترا باشم ولی جامعه ی دخترای ما جامعه ی سالمی نیست و پسرا هم همین طور پر واضح ست که ما جامعه ی بیماری داریم چرا باید این جوری باشه

چرا به خودمون نمیایم که امروز روی زمینیم

با توام آره شما دختر پسرا تا کی می خوای چند نفر رو سر کار بذاری آخرش که چی!!!

خوب دیگه زیاد خستتون نمی کنم بقیه حرفام رو میذارم برا پست های بعدی یه خواهش دارم به حرفام فکر کن اگه این حرفارو زدم چون شاید یه پسرم که دید اجتمایی دارم.

امیدوارم هر کی از دست ما ناراحته ما رو حلال کنه. پاینده باشید.

+ نوشته شده در جمعه یازدهم بهمن 1387ساعت 13:7 توسط حمیدرضا(مدیر) |
*×ضد دختر,دخترا نیان تو×*

یه سلام ویژه و پر سس

ایشالا همتون ok باشید و دنیا به کامتون باشه البته اگه بعضی ها بذارن!!!

یه چند تا موضوع مطرح شده می خوام دربارشون بیشتر توضیح بدم:

۱)اول اینکه اون اصلا عکس ما نبود دیدم جالبه جلو دبیرستان دخترونه هم هست گفتم یه ذره بخندیم ولی دیگه داشتیم می رفتیم تو حاشیه برداشتمش .

۲)یه سری ها سن ما رو می پرسن ۵۰٪ ما ۱۷ سالمونه و بقیه بزرگترن و بزرگترین عضو ۲۴ سالشه

۳)این بحث خیلی جالبه خیلی ها زنگ میزنن می خوان تیریپ رفاقت بریزن ولی ما بهشون انگشت وسطمونو نشون می دیم

۴)اینم که یه خبر خوبه اگه تو گوگل search کنی "ضد دخترا" اولی یا نهایتا دومین وبلاگ برا ماست چی کار کنیم دیگه خیلی شاخیم

 

+ نوشته شده در سه شنبه یکم بهمن 1387ساعت 23:24 توسط حمیدرضا(مدیر) |
ورودی های وبلاگ

سلام به همه

ورودی های وبلاگ:

www.bax.snm.ir

www.bax.bdl.ir

www.antibax.snm.ir

www.antibax.bdl.ir

www.golpesara.snm.ir

www.golpesara.bdl.ir

www.golpesara.sub.ir

www.golpesara.coo.ir

 

+ نوشته شده در یکشنبه پانزدهم دی 1387ساعت 0:25 توسط حمیدرضا(مدیر) |
*×ضد دختر,دخترا نیان تو×*

سلام به همه

می خواستم بهتون بگم آی دی منو ADD کنید که اگه وبلاگ فیلتر شد آدرس جدید رو بهتون بدم

ID : khorzokhan0007

+ نوشته شده در شنبه هفتم دی 1387ساعت 23:59 توسط حمیدرضا(مدیر) |
فعلا بای بای,

سلام دوستای گل و بروبچ بهتر از گل

دختر هایی که نظر میزارن و من جوابشونو نمی دم خوشحال نباشن چون بعد از امتحانات حالشونو می گیرم پس شاخ نشید

دوستایی هم که می خوان ما لینکشون کنیم ما رو با اسمه ((ضد دختر,دخترا نیان تو)) لینک کنن بعد تو قسمت نظرات منو با خبر کنند تا منم لینکشون کنم

 

هدف ما نابود کردن دخترای گربه صفته , ما هیچ شعبه ای نداریم

 

+ نوشته شده در جمعه ششم دی 1387ساعت 13:21 توسط حمیدرضا(مدیر) |
یه دختر مرده!!!

سلام پسرای گل امروز با یه مطلب جدید اوومدم خیلی جالب هست

یک دختر خوب یک دختر مرده هست.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در پنجشنبه پنجم دی 1387ساعت 22:6 توسط حمیدرضا(مدیر) |
زبونتو ببر تو بزغاله!!!

بد بخت بی جنبه رو نگاه کن!!!

حالا خوبه کیش رفته اگه می رفت لندن چی کار می کرد؟!!!

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در دوشنبه دوم دی 1387ساعت 22:34 توسط حمیدرضا(مدیر) |
یه دختر خوب!!!

باز هم یه افتخار بزرگ از بزرگترین وبلاگ انتی دختر(ستاد مبارزه با دختران)برای نابود کردن دختران  

 

خواندن این مطلب برای افراد نا اشنا و بی جنبه و زیر ۱۸ سال توصیه نمیشود در صورت خواندن این مطلب تمام مسولیت بر عهده ی خواننده اثار می باشد و ستاد انتی دختر هیچ مسولیتی تحت هیچ عنوان قبول نمیکند


ادامه مطلب
+ نوشته شده در دوشنبه دوم دی 1387ساعت 16:14 توسط حمیدرضا(مدیر) |
خبر نامه

سلام دوستان

تو خبرنامه وبلاگ عضو شید تا جدیدترین اخبار وبلاگمون رو دریافت کنید

+ نوشته شده در یکشنبه یکم دی 1387ساعت 15:49 توسط حمیدرضا(مدیر) |
یلدا

سلام برو بچ

ایشالا ok باشید و دنیا براتون ok باشه.

یلدای خوب و شادی رو واسه همتون آرزو می کنم به جز دختر های گربه صفت!!!

+ نوشته شده در شنبه سی ام آذر 1387ساعت 20:11 توسط حمیدرضا(مدیر) |
مسابقه

هر کی بتونه جواب بده یه کارت شارژ ایرانسل جایزه می دم!!!

هر کی بتونه تشخیص بده این گربه صفت کیه یه کارت شارژ برده!!!


ادامه مطلب
+ نوشته شده در جمعه بیست و نهم آذر 1387ساعت 19:28 توسط حمیدرضا(مدیر) |
!!!

جای اصلی دخترا!!!


ادامه مطلب
+ نوشته شده در جمعه بیست و نهم آذر 1387ساعت 19:19 توسط حمیدرضا(مدیر) |
بهرام رادان

عکس بهرام رادان و یه گربه صفت!!!

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در جمعه بیست و نهم آذر 1387ساعت 19:17 توسط حمیدرضا(مدیر) |
دختر فراری

سلام

بچه ها به نظر شما چرا این دخترا از خونشون فرار می کنن ؟؟

عاشق یه پسر می شن و باباشون نمی زاره بهم برسن یا آزادی یا ...........................

؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟


ادامه مطلب
+ نوشته شده در جمعه بیست و نهم آذر 1387ساعت 16:31 توسط حمیدرضا(مدیر) |
یه خبر بد!!!

بچه ها یه خبر بد متاسفانه دیگه نباید مطلب بزاریم!!!

توضیحات کامل در ادامه مطلب


ادامه مطلب
+ نوشته شده در پنجشنبه بیست و هشتم آذر 1387ساعت 20:51 توسط حمیدرضا(مدیر) |
زاییدن!!!

تفاوت زایمان یک دختر ایرونی با یک دختر امریکایی!!!

نظر یادتون نره

+ نوشته شده در چهارشنبه بیست و هفتم آذر 1387ساعت 18:27 توسط حمیدرضا(مدیر) |
دختر=آدامس

دخترا مثله آدامس ميمونن...........


ادامه مطلب
+ نوشته شده در چهارشنبه بیست و هفتم آذر 1387ساعت 14:31 توسط حمیدرضا(مدیر) |
دکتر انوشه

وای بچه ها یه کلیپ صوتی از دکتر انوشه براتون گذاشتم که نشون میده ملت ضد دختران

حتما دانلود کنید


ادامه مطلب
+ نوشته شده در چهارشنبه بیست و هفتم آذر 1387ساعت 13:5 توسط حمیدرضا(مدیر) |
کمبود

 

این دختره کمر بند نداشته با سی دی کمر بند درست کرده


ادامه مطلب
+ نوشته شده در چهارشنبه بیست و هفتم آذر 1387ساعت 11:18 توسط حمیدرضا(مدیر) |
عیدتون مبارک

سلام به همه بروبچ و خوانندگان وبلاگمون

عید همتون مبارک

+ نوشته شده در چهارشنبه بیست و هفتم آذر 1387ساعت 10:26 توسط حمیدرضا(مدیر) |