تبليغاتX
۞ دختر + پسر = جنگ جهانی سوم ۞

doost-doshman

حمیدرضا(مدیر)

doost-doshman

http://doost-doshman.blogfa.com

۞ دختر + پسر = جنگ جهانی سوم ۞

۞ دختر + پسر = جنگ جهانی سوم ۞

۞ دختر + پسر = جنگ جهانی سوم ۞

جنگ جهانی سوم همین جاست!!!
ضد دخترا ، ضد پسرا !

سلام سلام
حالتون چه طوره؟ایشالا همیشه ok باشید!
چیه؟!!! دنبال سنگر و خون و لشکر کشی و ... می گردی؟!!!
نه بابا بی خیال !!! ولی باور کن جنگ جهانی سوم همین جاست!!!
باور کن میشه من که خودم همین الان تیر خوردم و خودمو از خاکریز به کامپیوتر رسوندم که بگم عقب نشینی نکنید... .
اگه دختری برو توو سنگر دخترا اگه پسرا برو توو سنگر پسرا !!!
اینم یادت نره که یه سرباز واقعی هیچ وقت میدون رو خالی نمی کنه!

دوستانی که می خوان ما رو لینک کنن با اسم
۞ دختر + پسر = جنگ جهانی سوم ۞
این کار رو انجام بدن بعد منو خبر کنن تا با کمال میل لینکتون کنم.



***نکته کنکوری: اینو میگم به اونایی که با من بدن و به تهمت های کثیفی هم دامن زدن.ببین کره ی زمین گرده,به هم می رسیم می فهمی که خالی بستی یا نه اصلا تو خوب و عالی هستی... . تو خوبی,تو جلویی باشه ما پشتیم ولی مسیری که میری گرگ هاش رو ما کشتیم !



سرباز نظر یادت نره!!!

www.kal2kal.ir

BOYS vs GIRLS

۞ دختر + پسر = جنگ جهانی سوم ۞

آینده ی نزدیک مرد ها!
سال ۱۳۳۸

دختر خانواده همراه با مادرش کنار حوض روی تخت چوبی نشسته اند و یک ظرف
هندوانه قرمز جلوی شان است. دختر خانواده برای دختر همسایه تعریف می کند: آره
زری جون، داداش فرمونم وقتی شنید این پسر لاغرمردنی به من متلک گفته همچین
زدش که به سوسک می گفت خرس قطبی. تازه خود داداشم هم گفته می خواد برام یه
شوهر خوب پیدا کنه.
مادر دختر می گوید: خدا سایهء مرد را از سر هیچ خونه ای ورنداره!

سال۱۳۴۸

پدر خانواده با عصبانیت وارد اتاق می شود و پس از آنکه کمی جَنَم رو کرد و
چهار تا کاسه کوزه را زد شکست، فریاد می زند: دخترهء چشم سفید حالا واسهء من
دانشگاه قبول میشه... چشمم روشن... مردم از فردا نمی گویند آقا رضا غیرتِ تو
شکر؟ هیچی دیگه ولش کن فردا می خواهد شلوار مدل برمودایی و مانتوی بدن نما
بپوشد و نوبل صلح هم بگیره... زن اگر اجنبی ها بهش نوبل صلح بدهند مردم چی می
گویند؟
مادر خانواده با لحن التماس آمیز می گوید: مرد، حالا چرا شلوغش می کنی؟ نوبل
و برمودا چیه؟ دخترمون فقط دانشگاه قبول شده، همین... این قدر سخت نگیر...
بالاخره با اصرارهای مادر، پدر قبول می کند دخترش به دانشگاه برود. وقتی پدر
قانع شده سیگارش را روشن می کند و مادر می گوید: مرد، خدا سایهء تو را از سر
ما کم نکند!


سال۱۳۵۸

فریادِ مردِ خانواده تمام کوچه را پر می کند: چی؟! می خواهد برود سرِ کار؟!
یعنی من این قدر بی غیرت شدم که دخترم بره سر کار و پول بیآره تو خونه؟ پس من
اینجا هویجم؟ مگر این که بابت این بی آبرویی از روی نعش من رد شوید...
کسی از روی نعش مرد خانواده رد نمی شود ولی دختر خانواده هم چند ماه بعد با
وجود غرغرهای پدرش بالاخره سر کار می رود. صدای مادر خانواده به گوش می رسد:
مرد، خدا تو را برای ما حفظ کند!

سال ۱۳۸۸

مرد خانواده: آخه خانم این چه وضعیه؟ روز اولی که آمدی خواستگاریم، گفتم دلم
نمی خواهد زنم از این مانتوها بپوشد و آرایش کند، گفتی دورهء این اٌمٌل بازی
ها گذشته، ما هم گفتیم چشم! بعد گفتی اگر خانه خریدی به جای مهریه خانه را به
نامم کن، گفتم چشم! آن اول حق طلاق را هم از ما گرفتی، حالا هم می گویی
بنشینم توی خانه بچه داری کنم؟


زن: عزیزم مگه چه اشکالی داره؟ مگه تو ماهی چقدر حقوق می گیری؟ تمام حقوقت هم
بابت کرایه تاکسی، خرج ناهار خودت و مهد کودک بچه و جریمهء ماشینت می رود.
حالا اگر بنشینی توی خانه و از بچه نگه داری کنی هم خرجمان کم می شود هم بچه
مان وقتی بزرگ شد از کمبود محبتِ پدر و مادر رنج نمی برد... آفرین عزیزم ...
خدا سایه ات را (فعلا) سر ما نگه دارد...

سال۱۴۸۸

زن خانواده: عزیزم تو که انقدر فسیل نبودی. مثلا توی دوستانت به روشن فکری
معروفی. آخه چه اشکالی دارد؟ این همه سال ما زن ها بچه دار شدیم حالا به کمک
علم چند وقتی هم شما مردها از این کارها بکنید. اصلا مگر نمی گفتی جد بزرگت
همیشه می گفته: چه مردی بود کز زنی کم بود؟
پس از مقداری بحث منطقی مرد بالاخره قبول می کند و نه ماه بعد وقتی بچه بغل
وارد خانه می شود زن با عشوه می گوید: مرد ... یعنی سایه تو تا کی بالای سر
ماست؟

سال ۱۵۸۸

چند تا مرد دور هم نشسته اند و در حالیکه سبزی پاک می کنند آهسته مشغول تبادل
نظرند.
- آره... می گویند هدف این جنبش بازگرداندن حق و حقوق ضایع شدهء مردهاست...
- حق با آقا جمشیده... ببینید این زن ها چقدر از ما سواستفاده می کنند؟ تا
وقتی خونهء بابامونیم باید آشپزی و بچه داری و اینها را یاد بگیریم و توسری
بخوریم، بعدش هم بدون مشورت زنمان می دهند و زنمان هم مارا استثمار می کند...
- خب می گفتم... اسم این جنبش سیبیلیسم است و...
در این حال با ورود خانم یکی از آنها بحث به زیاد بودن گِل سبزی کشیده می
شود! زن می گوید: خدا سایهء شما مردها را از سر سبزی ها کم نکند!
+ نوشته شده در دوشنبه بیست و هشتم دی 1388ساعت 12:24 توسط زحل |
عاقبت چت کردن بیجا!
پسر : سلام.خوبی؟مزاحم نیستم؟دختر: سلام. خواهش می کنم.?asl pls
پسر : تهران/وحید/۲۶ و شما؟
دختر‌: تهران/نازنین/۲۲
پسر: اِ اِ اِ چه اسم قشنگی!اسم مادر بزرگ منم نازنینه.
دختر: مرسی!شما مجردین؟
پسر: بله. شما چی؟ازدواج کردین؟
دختر: نه. منم مجردم. راستی تحصیلاتتون چیه؟
پسر: من فوق لیسانس مدیریت از دانشگاه MIT اَمِریکا دارم. شما چی؟
دختر : من فارغ التحصیل رشته گرافیک از دانشگاه سُربن فرانسه هستم.
پسر: wow چه عالی!واقعا از آشناییتون خوشحالم.
دختر : مرسی. منم همین طور. راستی شما کجای تهران هستین؟
پسر: من بچه تجریشم. شما چی؟
دختر : ما هم خونمون اونجاس. شما کجای تجریش می شینین؟
پسر: خیابون دربند. شما چی؟
دختر : خیابون دربند؟ کجای خیابون دربند؟
پسر : خیابون دربند. خیابون…… کوچه……پلاک….شما چی؟
دختر: اسم فامیلی شما چیه؟
پسر: من؟ حسینی! چطور؟
دختر: چی؟وحید تویی؟ خجالت نمی کشی چت می کنی؟تو که گفتی امروز با زنت می خوای بری قسطای عقب مونده خونه رو بدی.!مکانیکی رو ول کردی نشستی چت می کنی؟
پسر : اِ عمه ملوک شمائین؟چرا از اول نگفتین؟راستش! راستش!دیشب می خواستم بهتون بگم امروز با فریده…. آخه می دونین………..
دختر : راستش چی؟ حالا آدرس خونه منو به آدمای توی چت میدی؟می دونم به فریده چی بگم!
پسر: عمه جان ! تو رو خدا نه! به فریده چیزی نگین!اگه بفهمه پوستمو میکّنه!عوضش منم به عمو فریبرز چیزی نمی گم!
دختر:‌ او و و و م خب! باشه چیزی بهش نمیگم.دیگه اسم فریبرزو نیاریا!راستی من باید برم عمو فریبرزت اومد. بای
پسر: باشه عمه ملوک! بای……

+ نوشته شده در دوشنبه بیست و پنجم آبان 1388ساعت 7:0 توسط زحل |
المپیک پسرا!!!

 و سرانجام...

المپیک پسر هارسید

۱)مخ زدن دختر بسیجی در ۱۰ ثانیه

۲)تحمل کردن و از حال نرفتن در مقابل ۲۰ دختر سمج

۳)دویدن در حیاط مدرسه دخترانه بدون نگاه کردن به اطراف

۴)رقابت با دختران در رشته چونه زنی وپر حرفی وپشت موبایل یا تلفن

۵)ناز کشی ۳ دختر به طور همزمان

...............

عجب المپیکی بشه ها!!!!!!

+ نوشته شده در دوشنبه سیزدهم مهر 1388ساعت 16:50 توسط زحل |
بابا از خوشکلی نمی میری!!!!!
سلام...

خوب...بالاخره نوبت ما هم شد!!!!

احتمالا این آخرین آپ من باشه!!!!این بار رو هم به خاطر رضا آپ کردم!

خلاصه بگم که اگه حمیدرضا باشه که چه بهتر!اگه نباشه....من یکی که نیستم!

حالا بی خیال این حرفا....بریم سراغ ضد پسر:P

:

1. کتیرا می زنین ولی به رفقا می گین این ژل رو داییم از آمریکا آورده، کتیرا رو به سر می زنین و فرق 

باز می کنین، موها رو به کف سر می چسبونین و به کناره سر می برین.

۲. شلوار پارچه ای قهوه ای با خط های سفید ، جوراب مشکی (حدالامکان بوی کمتری بدهد!) ، صندل 

های بند دار چرم! 

۳. شما کلاستون بالاس و اسپورت رو فراموش نمی کنین! پس یه تی شرت آستین کوتاه که روش کلمه 

اسپورت به انگلیسی نوشته شده باشه می پوشین و میزنین زیر شلوار پارچه ایه!!! یه کمربند که 

سگکش عقاب باشه هم جلوه خاصی داره!

۴. وسایل موجود در جیب:

چاقوی ضامن دار (که اگه یهو خدای نکرده خواستن بدزدنتون و از تیپتون استفاده کنن بتونین از حق 

خودتون دفاع کنین!)

شونه (شاید موهاتون در اثر وزش باد خراب شه!)

دستمال چهار خونه (پاک کردن عرق پیشونی و فین کردن!)

خودکار بیک آبی و یک کارت (که اگه یه وقت دختر خانوم خنگی خاطر خواتون شد بهش شماره تون رو 

بدین!)

یک کیف چرمی حاوی: عکس بابای بابابزرگ، عکس شکیلا، دسته کلید، پول های پاره پوره!

۵. تیکه های قابل پروندن به دخترهای بیچاره: جیگرتو می خورم، خوشگله، مو قشنگ، خانوم خانوما، 

(چشاتون از ................)

۶. جای شماره می تونی آیدی تون رو روی کاغذ بنویسین. وجود یکی از کلمات زیر در آیدی الزامی 

ست : پی ام سی، امینم، پی سی استار، دی جی، دنجر، متال، هکر و غیره!

۷. وقتی بیرون میرین یه کاور خالی گیتار رو روی دوشتون میذارین و طوری دخترا رو نگاه می کنین که 

انگار محمدرضا گلزار هستین!

دیدین شما پسرا آمادگی جوات شدنتون بیشتره!

+ نوشته شده در دوشنبه دوم شهریور 1388ساعت 22:7 توسط زحل |
چند عکس از خریت های پسران2

  

+ نوشته شده در دوشنبه بیست و نهم تیر 1388ساعت 13:9 توسط زحل |
چند عکس از خریت های پسران 1

+ نوشته شده در پنجشنبه بیست و پنجم تیر 1388ساعت 15:31 توسط زحل |
مشخصات یه پسر خوب

www.doost-doshman2.blogfa.com

یه پسر خوب هیچ وقت وقتی 18 سالش شد واسه گواهینامه وماشین از خونه قهر نمی کنه

یه پسر خوب از پنجم ابتدایی سه تیغه نمی کنه

یه پسر خوب تا نصف شب دختر مردم را زابراه نمی کنه

یه پسر خوب از 12سالگی جلوی مدرسه دخترانه مثل میله وای نمی ایستد

یه پسر خوب هیچ وقت داد وهوار نمی کشه وادای مردها را در نمی اره

یه پسر خوب همزمان با 700تا دختر دوست نمی شه وبه همشون قول ازدواج نمی ده

یه پسر خوب خانم ها رو وسط خیابان بلند نمی کنه ببره...

یه پسر خوب به هر دختر خوبی که رسید پیشنهاد....نمی ده

یه پسر خوب واسه دختر ها 12345 تا ای دی مختلف واز نمی کنه چون خانم ها می دانند بد مارمولکی هستید

یه پسر خوب هیچ وقت وقتی ماشینش تو ترافیک گیر می کنه دستشو تا بناگوش تودماغش فرونمی بره

یه پسر خوب با مامانش سر دوست دخترش دعوا نمی کنه

یه پسر خوب وقتی چند تا خانم متشخص دارند حرف می زنند نمی اید میان کلام ونمی گوید:منم گلابی ام

یه پسر خوب وقتی صدای دوست دخترش را شنید دلش غش نمی رود

یه پسر خوب وقتی یک دختر خوب بهش تل نمی ده التماس نمی کنه

یه پسر خوب وقتی یک دختر از اونجا رد می شه چشم هاشو4تا نمی کنه

یه پسرخوب هیچ وقت از 12 سالگی سیگار نمی کشه

یه پسر خوب هیچ وقت خواهرش را به دوست دخترش ترجیح نمی دهد

یه پسر خوب هیچ وقت قراره بیخود نمی ذاره وقتی گرفته خوابیده

یه پسر خوب به زور از یک دختر خوب ای دی نمی گیره

یه پسر خوب به وبلاگی که بهش مربوط نیست مراجعه نمی کند

یه پسر خوب وقتی به وبلاگی که بهش مربوط نیست رفت نظر نمی ده

یه پسر خوب وقتی یک وبلاگ ضدپسر دید برای نویسنده اش حرف در نمی اورد که توی عشق شکست خورده

یه پسر خوب هیچ وقت........

راستی...اصلا مگه پسر خوب هم وجود داره؟!؟!؟!؟!

www.doost-doshman2.blogfa.com

+ نوشته شده در پنجشنبه هجدهم تیر 1388ساعت 18:42 توسط زحل |