|
۞ دختر + پسر = جنگ جهانی سوم ۞ BOYS vs GIRLS درباره جنگ جهانی سوم جنگ جهانی سوم همین جاست!!! ضد دخترا ، ضد پسرا ! سلام سلام حالتون چه طوره؟ایشالا همیشه ok باشید! چیه؟!!! دنبال سنگر و خون و لشکر کشی و ... می گردی؟!!! نه بابا بی خیال !!! ولی باور کن جنگ جهانی سوم همین جاست!!! باور کن میشه من که خودم همین الان تیر خوردم و خودمو از خاکریز به کامپیوتر رسوندم که بگم عقب نشینی نکنید... . اگه دختری برو توو سنگر دخترا اگه پسری برو توو سنگر پسرا !!! اینم یادت نره که یه سرباز واقعی هیچ وقت میدون رو خالی نمی کنه! دوستانی که می خوان ما رو لینک کنن با اسم ۞ دختر + پسر = جنگ جهانی سوم ۞ این کار رو انجام بدن بعد منو خبر کنن تا با کمال میل لینکتون کنم. ***نکته کنکوری: اینو میگم به اونایی که با من بدن و به تهمت های کثیفی هم دامن زدن.ببین کره ی زمین گرده,به هم می رسیم می فهمی که خالی بستی یا نه اصلا تو خوب و عالی هستی... . تو خوبی,تو جلویی باشه ما پشتیم ولی مسیری که میری گرگ هاش رو ما کشتیم ! سرباز نظر یادت نره!!! www.kal2kal.ir آخرین مطالب
آرشيو جنگ ها
یکشنبه شانزدهم بهمن 1390 :: 18:25 :: نويسنده : بهار
۱-هیچ وقت مجبور نیستی به تعدادموهای سرت بری خواستگاری.کافیه فقط یه "بله" کوچولو بگی اونم با هزار منت و ناز و کرشمه. ۲_به سادگی اب خوردن می تونی چند تا پسر رو تو کوچه به جون هم بندازی روشش رو خود خانما بهتر می دونن.پس نیازی به نوشتن نیست ۱۳_چند تا از جنگ های بزرگ تاریخ جهان به خاطر عشق شدید مردها به جنس تو بوده خوووووووووشتون اومد؟؟؟؟..... یکشنبه دوم بهمن 1390 :: 16:21 :: نويسنده : محمدرضا
این مطلب نه ضد دختر نه ضد پسر
Just For Fun وقتی پسرا دور هم خلوت میکنند ؟ بدبخت حسین و دلت بسوزه همون دختری که به تو نخ نمیداد من رفتم شمارشو گرفتم وقتی دخترا دور هم خلوت میکنند ؟ دیروز که با دوست پسرم قرار داشتیم میخواست با من کارهای بد بد کنه ولی من جلوشو گرفتم . طفلکی خیلی ناراحت شد . حالا میترسم که نکنه بره یه دوست دختر دیگه بگیره .
کل ۲ کل : آدم با معرفت ,با شخصیت,با حال,با مرام... دزد محترم! ذکر منبع یادت نره !!! شنبه بیست و ششم شهریور 1390 :: 13:13 :: نويسنده : ستاره
حمیدرضا: آدم با معرفت ,با شخصیت,با حال,با مرام... دزد محترم! ذکر منبع یادت نره !!! سه شنبه بیست و دوم شهریور 1390 :: 23:42 :: نويسنده : رها
اگه بخواین مطلب پایینی و بخونین و هی تو کامنت ها فحش بدین.. .در خروج بازه میتونین برین بیروون ذات پسر ها : پسرا همچون مارمولک موزی و آب زیره کاه و مثله آفتاب پرست رنگ عوض میکنن پسرا همچون پسرا همچون میمون بریخت هستند و همیشه ادای غربی ها رو در میارن و فکر میکنن خیلی خوشتیپن پسرا همچون کلاغ زشت و سیاه هستند ولی به دنبال زیبایی یعنی(دخترا) میگردن.(بیخود میکنن) پسراي امروزي مثل قورباغه هستند: زبانشون از قدشون بلند تره پسراي امروزي مثل سگ هستند: ديگه گوشت نميخوان،دنبال استخوان افتادن !!!!!!! (نکته کنکوري!) پسراي امروزي مثل الاغ هستند براحتي میشه سوارشون شد و بهت سواري ميدن تا هر وقت که بخواي پسراي امروزي مثل جغد هستند: هر جا پيداشون ميشه با خودشون نحسي ميارن پسراي امروزي مثل گوسفند هستند: هر وقت بخواي ميتوني یکم بهشون علف بدی و خرشون کنی حال کردین ؟؟؟؟؟؟
حمیدرضا: آدم با معرفت ,با شخصیت,با حال,با مرام... دزد محترم! ذکر منبع یادت نره !!! جمعه یازدهم شهریور 1390 :: 8:43 :: نويسنده : ستایش
1 )وقتی با دوست پسرتون برای صرف غذا به رستوران میرید بعد از سفارش غذا بگید من خیلی این غذارو دوست دارم چون بی اف قبلیم همیشه این وسفارش می داد(ولی چون جنبه پسرا کمه حتما پول همراه داشته باشید من تضمینی ندارم)۲)همیشه در مقابله دوستپسرتوناز تیپ و قیافه ی بی اف دوستاتون تعریف کنید و بگید که شانس نداشتید و...تاجایی پیش برید که اگه بیرونید وسط راه برگرده(چاکره دخترهایی که مثله خودم رو مخن) ۳)سعی کنید وقتی بهتون زنگید تماسشو ریجکت کنید بعد خودتون بزنگیدو بگیدیک پسره بود که تازه شمارشو گرفتید(اینم بگم دخترا ازین کارا بلد نیستن شماره گرفتن!) ۴)تا میتونید بهش بگید خیلی خسیسی اینجوری مشکله خریدتونم حل میشه!(مگه میشه خانمها جلو اقایون دست تو جیب کنن) ۵)چندروز یکبار رفتن سربازی رو یاداوریش کنید وبه یادش بیارید که اگه کچل کنه برای همیشه رابطه رو کات می کنید(از دست قانونم که نمیشه فرار کرد پس واقعا متاسفم) ۶)بهش بگید که خیلی لوس و مامانیه وشما اصلا از پسرایی که بچه مامانی هستند خوشتون نمیاد(خیلی کاربردیه چون ذات ادم رو نمیشه عوض کرد البته اگه پسری باشه که ادم باشه) ۷)اگه قدش از شما کوتاهتره این نکته رو خیلی مطرح کنید که از این که کنارش راه میرید احساسه خوبی ندارید(بازم به نفع دخترا چون خوشبختانه پسراکفش پاشنه بلندم ندارن)
۸)وقتی قرار داشتید وحسابی تیپ زده بود میتونید بهش بگید که هر چی ام انتیک وسوسول باشه به پای پسرخاله یا پسر داییتون نمیرسه!(پسرا جنبه داشته باشید همتون یک اخلاقدارید فوقش مدله موماتون فرق داره) ۹)از هیکله ضایعش بگید که باید بره باشگاه اونم حساس از روکم کنی شما میره باشگاه استخوان بترکونهولی چون تیتیش مامانی هست زیاد طاقته عملیات ورزشی سنگین و طاقت فرسا رو ندارن(بازم یکی به نفع دختراااااا) ۱۰)سالگرد ولیتاین و تولدش اگه ام یادتون بود بهش نگیدوخودتون و بزنید کوچه علی چپ مدام تکرار کنید حالتون بده و حوصله ندارید(اخه دلم سوخت براتون خیلی بدبختید) ۱۱)اگه بهتون اس ام اس عاشقانه داد شما در جواب بگید تکراری بودو چندروز پیش یکی دیگه از بی افتون داده بود(البته اگه پسری باشه که غیرت داشته باشه ) ۱۲)نکته دیگه که پسرا شدیدا روش حساس هستند دست فرمونشونه دائما بغل دستش تکرار کنید که خیلی بد میره اونم مجبور میشه پاشوبذاره روگاز چراغ قرمزو رد کنهبعد خیلی ریلکس بگید خیلی بی قانون و بی مسئولیتههههه(من خودم عاشقه این ایتمم) ۱۳)و اخریش وقتی باهم قرار گذاشتید از دور گوشیتونو دم گوشتون بگیرید بلند بلند بخندید وقتی پرسید کی با حالته کاملا حرص دربیار بگید مزاحم(مزاحم=؟) حمیدرضا: آدم با معرفت ,با شخصیت,با حال,با مرام... دزد محترم! ذکر منبع یادت نره !!! جمعه چهارم شهریور 1390 :: 18:50 :: نويسنده : رها
تذکر آيين نامه اى:
۱- از خوردن قلم پرهيز کنيد. ۲- از تا کردن٬ مخدوش کردن٬سابيدن٬ ليس زدن و موشک درست کردن پاسخنامه خودداری نماييد. ۳- کيک به تعداد لازم خريداری شده است٬ از گدا گشنه بازی پرهيز کنيد! ۴- آماده! اکشن!!!
۱) کداميک از فرمايشات لقمان حکيم به فرزندش می باشد؟ الف) فرزندم خداوند پرهيزکاران را دوست دارد. ب) فرزندم خداوند پرهيزکاران را دوست ندارد! ج) پدرسگ مگه من سر گنج نشستم؟ د) شيرمو حلالت نمی کنم اگه يه بار ديگه اين پری ورپريده رو سوار ماشينت کنی!
۲) مرواريد خليج فارس؟ الف) کيش ب)پيشته ج) چخه د) مااااوووو(صدای گربه بعد از دمپايی خوردن )
۳) بزرگترين هواپيمای مسافربری جهان؟ الف) بوئينگ(Booing) ب) بوئينگ کوچولو (Booing 345) ج) بوئينگ بزرگ(Booing707) د) باز کن اون پنجره رو! خفه شديم از بوش !!
۴) خواننده ی ترک؟ الف) سيبيل کن ب) سيبيل تراش ج) ريش تراش د) سه بيل و سه خاک انداز تراش (Mach 3)
۵) کداميک يک تيم اسپانيايی است؟ الف) اتلتيکو بيل بااو ب) اتلتيکو کلنگ با من ج) اتلتيکو خاک انداز هم با من د) اتلتيکو! پس تو چه غلطی می کنی؟
۶) نامزد خوش خنده ی آخرين دوره رياست جمهوری؟ الف) کرروبی ب) کورپاک کنی ج) کچل شويی د) همه ی موارد!
۷) نژاد مردم ساکن کرواسی؟ الف) کروات ب) پاپيون ج) دستمال گردن د) هيچکدام(يقه وطنی )
۸) کداميک جز خبرگزاريهای داخلی نيست؟ الف) ايلنا ب) ايسنا ج) خاله نسرين اينا د) ای شرتی بزن پرس! (افتاد؟ )
۹) فوتباليست انگليسی؟ الف) اندی کول ب) اندی زيربغل ج) اندی سرشانه د) اندی مرسی هيکل
۱۰) از سازهای موسيقی که همنشينی با مبتديان اين رشته توصيه نمی شود؟ الف) ساکسيفون ب) کوله پشتی سيفون ج) چمدون سيفون د) کيف پول سيفون
۱۱) بازيکن تيم ملی عربستان؟ الف) احمد الدوساری ب) حسن السه تبريز ج) غضنفر الچهار قزوين د) قلی ال اِن سانفرانسيسکو
۱۲) رئيس جمهور کو,چولوی روسيه؟ الف) پوتين ب) صندل ج) دمپايی د) نزن بابا رفتم !!!
۱۳) .................. بى تو سردمه ؟ الف) بخارى ب) پتو ج) آرش د) دى جى على گيتور !! ----------------------------------------------------------------------------- حمیدرضا: آدم با معرفت ,با شخصیت,با حال,با مرام... دزد محترم! ذکر منبع یادت نره !!! چهارشنبه دوازدهم مرداد 1390 :: 13:29 :: نويسنده : حمیدرضا(مدیر)
سلام,می خواستم بگم این مطلب برای من نیست و ویتامین(ستاره) برامون فرستاده.ممنون
می دانید اگر پسر ها نبودند چی می شد؟ 1-دیگه کی بود که دخترها مسخرشون کنه؟2-دیگه کی بود که با دیدن دخترها دست وپایش شل بشود؟ 3-دیگه کی بود که دخترها خرش کنند؟ 4-دیگه کی بود که دخترها سرشون داد بزنند؟ 5-دیگه کی بود که ساعت 7صبح مثل کشیکی ها دم در خونه دختر ها واسته؟(ونگهبانی بده؟) 6-دیگه کی بود که داداش دخترها به باد کتکش بگیره؟ 7-دیگه کی بود که برای عشق دخترها بخونه؟ 8-دیگه کی بود که بابا هر روز عین خر ازش کار بکشه؟ و...... حالا اگر دختر ها نبودند چی می شد؟ 1-دیگه کی بود که به بابا مربا بده ؟ 2-دیگه کی بود که پسرها را خمار کنه؟ 3-دیگه کی بود که پسر ها سرکار بذاره؟ 4_دیگه کی بود که حال پسر ها را بگیره؟ 5-دیگه کی بود که عین فرشته مهربون که سر راه پینوکیو سبز شد اونو از دروغ گویی باز داره؟ -------------------------------------------------------------------------------- خصوصیات پسرها وقتی عاشق می شوند: 1-نوک دماغشون قرمز والبته بزرگ می شود وبه دماغ دختر مورد نظر اهانت می کنند.2-حرف های قلمبه سلمبه می زنند وور ور وهرهر می خندند(که از علائم جنون است) 3-اگر زمستان باشه گلوله برفی به دختر مورد نظر می زنند(که الهی دستشون بشکنه) 4-اگر تابستان باشه بطری اب معدنی شان را سر دخترها خالی می کنند 5-ادعا می کنند که از دختر ها بدشون می اید اخه می دونید چیه؟ اگر این کارها را نکنند تابلو می شوند راستی برام نتیجه اخلاقی این مطلب را بنویسید یه لب تاب به برنده اعطا خواهد شد.(اگر برنده پسر باشد یه جوراب نشسته هم افزون بر جایزه خواهیم داد) سازمان شمارش بی نهایتان پسر های محترم(دور از جان)به عدد575790975432780087664یک رقم اضافه کنید وبرای نفر بعدی ارسال کنید سازمان شمارش اسکول شدگان شنبه یازدهم تیر 1390 :: 15:38 :: نويسنده : حمیدرضا(مدیر)
سلام به همه ی بچه های کل ۲ کلی. ایشالا همتون ok باشید و همه چیز واستون ok باشه.
بعد از کلی فراق از ملک یار و دلبر (منظورم کل۲کل) و ریاضت و گوشه نشینی با دوستان عزیزم کاظم قلم چی و جو کار و کتاب سبز و آبی و سفید و صورتی و بقیه بروبچه های کنکوری, و فکر کردن به یه کنکور حرفه ای که روغن آدم رو در میاره به اینجا رسیدیم که دیگه گفتن پاسخنامه ها بالا. اونجا بود فهمیدم که زندگی جاریه .خیلی دیر فهمیدم منم مثل عطار دیر ناجیم رو پیدا کردم ای کاش با این شخص بزرگوار که که جهت زندگی و مطالعه ام رو عوض کرد زود تر آشنا می شدم ... . مزرع سبز فلک دیدم و داس مه نو /یادم از کشته ی خویش آمد و هنگام درو دیگه تابستون ۹۰ هم رسید دومین تابستونی خواهد بود که در خدمت شما هستیم و امیدوارم با ما تابستون خوبی رو داشته باشید من مثل همیشه سعی و تلاشم رو برای بهتر شدن سایت میکنم و دوستانه از همه ی شما کمک می خوام چون من بدون برو بچ کل ۲ کلی هیچم و خواهش می کنم منو از نظرات و پیشنهاداتتون بهره مند کنید. اینم که می بینید کل ۲کل اینقدر گنده شده همش به خاطر شما دوستان بوده و همه دارن روش اسکی میرن از facebook گرفته تا انواع و اقسام وبلاگ ها که هر کی از مادر بزرگوارش قهر کرده یه وبلاگ با پسوند کل۲کل ساخته و من هم متن بقل وبلاگ رو حواله می کنم به همشون که گرگ های مسیر رو ما کشتیم.... . توو این دو سال و خورده ای که توو این وب کار کردم واقعا تجربه های تلخ و شیرینی داشتم و فقط دوست دارم تجربه های شیرینم تکرار بشه و دوستای زیادی پیدا کردم که امیدوارم این دوستی ها پایدار باشه.الان که دارم این متن رو می نویسم ۱۱ تیره و بهتون قول میدم که کمتر از یک هفته ی دیگه فعالیت انفجاری خودمون رو شروع کنیم چون یه سری کار هست که باید انجام بدم با نویسنده ها یه صحبت هایی داشته باشم و یه دست راست واسه خودم پیدا کنم چون من مطمئنا از پس همه ی کار ها بر نمی یام. به زودی زود,حتی زودتر از اونی که فکرش رو بکنی ... ! چهارشنبه ششم بهمن 1389 :: 18:59 :: نويسنده : هستی
۱)مخ زدن دختر بسیجی در ۱۰ ثانیه ۲)تحمل کردن و از حال نرفتن در مقابل ۲۰ دختر سمج ۳)دویدن در حیاط مدرسه دخترانه بدون نگاه کردن به اطراف ۴)رقابت با دختران در رشته چونه زنی وپر حرفی پشت موبایل یا تلفن ۵)ناز کشی ۳ دختر به طور همزمان ۶)اگر پسرا نبودن دخترا کیو تیغ میزدن؟ ۷)اگر پسرا نبودن تو کلاس کی میرفت گچ می اورد؟ ۸)اگر پسرا نبودن کی نمره هاش همیشه تک بود؟
۹)اگر پسرا نبودن دخترا اوقات فراغت نداشتن
پنجشنبه سیزدهم آبان 1389 :: 19:24 :: نويسنده : هستی
اگه خوشگل باشن میگن این چه جیگریه. اگه زشت باشن میگن کی اینو بگیره. اگه تپل باشن میگن این چه گوشتیه. اگه لاغر باشن میگن مردنیه. اگه مودبانه صحبت کنندمیگن چه لفظ و قلم. اگه رک و راست باشن میگن چه بی حیاست"خودم و ایهام". اگه بخوان یه خرده فکر کنند میگن چه ناز می کنه. اگه سریع جواب بدن میگن چه حاضر جوابه. اگه تند راه برند میگن داره میره سر قرار. اگه آروم راه برند میگن دختره اومده بیرون چرخ بزنه ول بگرده. حرف می زنه.bfاگه با موبایلش صحبت کنه میگن حتما داره با اگه خاستگارش رد کنه میگن حتما یکی زیر سر داره. اگه حرف شوهر پیش بکشه میگن دختره سرسفید چشم و گوشش می جنبه. اگه به خودش برسه میگن دلش شوهر می خواد. اگه()()()()()()که بمیره خوبه؟؟؟؟ پسر برتر از دختر آمد پدید پسر جمله را گفت و چیزی ندید
نگو دخترک با یکی دسته بیل سر آن پسر را شکسته جمیل
...بگفتا: «جوابت نباشد جز این نگویی دگر جملهای اینچنین!
وگرنه سر و کار تو با من است که دختر جماعت به این دشمن است
پسر اندکی هوشیاری بیافت سرش چون انار رسیده شکافت
پسر گفتش:«ای دختر محترم که گفته که من از شما بهترم؟! ... که دختر جماعت به کل برتر است ز جن تا پری از همه سرتر است
پسر سخت بیجا کند، مرگ بید که برتر ز دختر بیاید پدید!»
پس آن ضربه خیلی نشد نا به جا که یک مغز معیوب شد جا به جا
جمعه یکم مرداد 1389 :: 13:38 :: نويسنده : رها
اين يک بيماري مسري در پسران است. اگر برادر و يا پسر شما اين بيماري را بگيرد يقين بدانيد که در عرض کمتر از يک هفته کل پسران محل را مبتلا ميکند. پس براي جلوگيري از اين بيماري اگر کسي را مشاهده کرديد که مبتلا است حتمآ او را قرنطينه کنيد. علايم اين بيماري: 1- گذاشتن ريشهاي نخ قيطوني. 2- طرز نگاه کردن به صورت عجيب غريب. 3- تکرار جملهي «هوش پسران بيش ازدختران است». 4- ايستادن زياد رو به روي آينه. 5- استفاده از جملاتي شبيه: «همين که گفتم»، «حرف من درسته»، «حرف مرد حرفه» و.... 6- مخالفتهاي پي در پي. 7- پايين بردن شخصيت دختران براي تقويت روحيه. 8- خواندن اشعار پر محتوا از قبيل: «پسرا شيرن مثل شمشيرن». (دوپينگ) 9- روزي ۵۰ دفعه شنيدن «پسر پسر قند عسل» توسط مامان جون يا کاست ضبط شده توسط مامان جون. 10- خواندن کتابهايي از قبيل: چگونه اعتماد به نفس خود را بالا بريم؟ انرژي درماني تقويت اراده در ۲۰ روز من بهترينم
سلام من باران هستم.عضو جدید انتی بوی ها خب اولین مطلب من در مورد ضایع کردن پسرهاست....
فعلا خداحافظ آنتی بوی های عزیز سه شنبه هشتم تیر 1389 :: 11:29 :: نويسنده : رها
سلاااااااااااااااااااااااااااااااااام من رها هستم . منظورم دخیا بودن . پسرا زیاد به خودشون نگیرن همتون منو میشناسین . دیگه لازم نیست خودمو معرفی کنم . خب دیگه چی ... هیچی دیگه فقط امید وارم پسرا بعد از خوندن اپ هام اینطوری شن : فقط دعا کنید کارشون به این جا ها نکشه : و همه ی دخیا اینطوری شن : تا اپ بعدی همه ی دخمل ها و پسرا (
وقتی یکی حالشو نداشته باشه واقعا!!!
پسر بودن یعنی صبح تا شب بدویی دنبال کار عاقبت هم کار پیدا نکنی پسر بودن یعنی بدون تحصیلات و شغل مناسب باید سرتو بزاری زمین بمیری چه برسه زن بخوای پسر بودن یعنی افسوس بخوری دختر باشی پسر بودن یعنی در همه ی موارد مرد خونه هستی حتی موقع دزد اومدن پسر بودن یعنی هر روز یه شکست عشقی خوردن پسر بودن یعنی عمرا عزیز دل بابا باشی پسر بودن یعنی مثل عقده ای ها آرایش کردن و مو بلند کردن پسر بودن یعنی ول معطل بودن پسر بودن یعنی احساس برتری الکی نسبت به دخترا سر بودن یعنی ابراز احساسات کنی بدبخت و زن زلیل و تو سری خور محسوب میشی پسر بودن یعنی دق کنی ولی گریه نکنی
هلو بچه ها...!!!
ا....نه منظورم میوه هلو نییست...به هر حال! خوب خودمو معرفی می نمایم... من شادی جون باحال هستم....بسیار باحال و بسیار خوب!(به به به به افتخار)! از الان به بعد من مدیر بخش انتی بویز وبلاگم.... بازم افتخارم... من خودم آتی بویز و هم آنتی مرغ هستم.... دیگه از خودم چی بگم؟ همین دیگه...خوشحالم که نویسنده ی این بلاگ شدم و حال تمامیه پسرا رو میگیرم... راستی اگه از این به بعد خواستین تو بخش ضد پسرا نویسنده شین به من بگین... خوب دیگه...همه ی آنتی بویزا رو دوست دارم لاو یو....فیلا!
جمعه چهاردهم خرداد 1389 :: 17:21 :: نويسنده : حمیدرضا(مدیر)
به زودی ... !
سلام یه تبریک می خواستم بگم به دوستان به خاطر این: کسب رتبه ی اول در رنکینگ یاهو برای واژه ی "جنگ جهانی سوم" سایت ما بالای سایت روزنامه کیهان قرار گرفت!!! کسب رتبه دوم در گوگل که به زودی اول میشیم سه شنبه بیست و هشتم اردیبهشت 1389 :: 16:37 :: نويسنده : حمیدرضا(مدیر)
یعنی من و تو می خوایم توو همین ویرانی بمونیم چه طور می تونیم خودمون رو ایرانی بدونیم سلام! گفته بودم تا آخر خرداد آپ نمی کنیم اما این یه آپ معمولی نیست.نمی دونم اسمش رو چی بذارم درد اجتماع,جامعه ی مریض,شهر بیمار,مردم ... . نمی دونم یعنی هر جور که بخوام توصیفش کنم نمیشه ,می تونم یه واژه بد تر و بد تر براش پیدا کنم! داشتم توو نت وبگردی می کردم که ای کاش هیچ وقت این کار رو نمی کردم یه کلیپ دیدم که نوشته بود حمله ی اراذل و اوباش به یک دختر در تهران خیابان خاوران! با خودم گفتم حتما دختره کاری کرده دارن می زننش یا یه چیزی توو همین مایه ها.دانلودش کردم!!! وقتی این کلیپ رو دیدم از عصبانیت داشتم منفجر می شدم. وای عجب صحنه ی افتضاحی بود.تا یکی دو ساعت مثل دیوونه ها شده بودم و همش داشتم به این کلیپ فکر می کردم.توو این کلیپ یه لشکر آدم دارن می رن دنبال دو تا دختر وسط یه خیابون شلوغ و پراز ماشین... . یعنی اینا اراذل اوباشن؟ این همه؟ که هی به تعدادشون اضافه می شه؟ نه فکر نمی کنم . دو تاشون اراذل اوباش نه اصلا ده تاشون اراذل اوباش.پس اون پسر 12-11 ساله چی که اونم اوفتاده دنباله دختره! نه من نمی تونم قبول کنم اراذل اوباشن نه مردم همین شهرند که فقط یادشون رفته خودشون ناموسی هم دارند.اسمشونم گذاشتن مردددددد. نه داداش مرد مرد.(mard mOrd) چرا باید این جوری باشه؟؟؟ چرا؟؟؟ مشکل کار کجاست؟!!!
دوشنبه سیزدهم اردیبهشت 1389 :: 16:46 :: نويسنده : حمیدرضا(مدیر)
سلام خدمت همه شما ضد دخترا و ضد پسرا !!! اومدم عرض کنم خدمتتون که ما تا اواخر خرداد سایت رو آپ نمی کنیم چون بیشتر نویسنده ها درگیر درس و امتحانات هستند به بزرگواری خودتون ببخشید!!! اما می تونید در قسمت نظرات همین پست کل کل رو ادامه بدید.
اما... این جاش مهمه! ما تابستون رو مثل تابستون قبل می خوایم بترکونیم و رکورد 1400 تا نظر سال گذشته رو می خوایم ارتقاء بدیم و دشمن های عزیزمون هم خوب توجه کنند که ما همیشه برتر بودیم و برتر هم خواهیم موند و خوشحالم از اینکه تونستم من واژه ی جنگ جهانی سوم رو در نت مد کنم و خیلی خوشحالم که از سایت ما الگو می گیرید !!! نویسنده ی جدید هم اگه شرایط سایت رو داشته باشه و دوست داشته باشه به خانواده ی kal2kal.ir بپیونده با آرپیچی ازش استقبال می کنیم و اینو بدونید در سایت ما برای همه بازه!!! اگه دوست داشتی نویسنده بشی id بنده رو add کنید تا عضویت شما انجام بشه khorzokhan0007 اینو یادم رفت بگم یه نویسنده حرفه ای عضو شده که اصلا هر واژه ای که می خوام بگم برای توصیفش کم گفتم الان تو قسمت نویسنده ها اسمش رو ؟!؟!؟! نوشتم تا توو خماریش بمونید.
و باز هم تقدیم با عشق به همه ی دشمن های سایت جنگ جهانی سوم پنجشنبه بیست و ششم فروردین 1389 :: 14:50 :: نويسنده : زحل
برای اینکه خودتونو به یه پسر خفن امروزی تبدیل کنید کارای زیر رو مرحله به مرحله انجام بدید: اول میرید از تو اتاق خواب مامان جون یواشکی موچین و چند تا کرم بر می دارید.بعد از رو یکی از عکسای مامان ابروهاتونو درست می کنید.چون ابروی بیشتر پسرارو با پاچه ی بز پیوند زدن درنتیجه باید نصف ابرو رو بردارید به طور خیلی ضایع هر چی ضایع تر بهتر.بعد یه تیغ بر می دارید ۲-۳ تا خط عمودی میندازید تو ابروهاتون که مثلا آره داداش ما این کاره ایم و تو دعوا وقتی داشیم یکی رو از ساختمون پرت می کردیم این بلا سرمون اومده (آب زررررشک حالا خوبه شلوارشونم نمی تونن بکشن بالاها ادعای دعوا کردنم می کنن).بعد کرمارو قاطی می کنید یه چیز مزخرفی در میاد اونو بمالید به صورتتون تا پوستتون یکم از حالت اسکاجی دراد.(البته قبلش ریشو میشو سیبیلو بزنید بهتره ).حالا با استفاده از تف و چسب مایع و روغن لادن و اتو مو موهاتونو رو به هوا نگه دارید.هر قسمت از مو به یک سمت بره.ضایع ترین مدلی که می تونیدو درست کنید تا بیشتر خوشگل شین .یا می تونید دستتونو بکنید تو پریز برق تا زود زود موهاتون درست شه.![]() بعد برید و یکی از تی شرتایی که ماله کوچیکیاتون بوده رو بیارید(هر چی کوچیک تر بهتر)یه اسکلتی چیزی روش بکشید.حالا کم کم سعی کنید تی شرتو تنتون کنید(تو می تونی تو می تونی آفرین سعی کن! ).آهااا حالا یقه ی تی شرتتونو تا سر نافتون جررررر بدید و دقت کنید که شکمتون باید از زیر تی شرت بزنه بیرون .یه لباس زیره تنگ تنگ(ترجیحا به رنگ های قرمز یا بنفش یا آبی پر رنگ یا زرد قناری یا سبز پر رنگ یا سرخابی)بپوشید و هر چقدر که در توانتونه بکشیدش پایین.دقیقا سر مرز باشه!!! حالا یه شلوار کهنه و کوچیک و پاره پوره از تو انباریتون پیدا کنید چند جاشو بسوزونید و سوراخ کنید بعد بپوشیدش ولی لازم نیست به خودتون زحمت بدید زیاد بالا بکشیدش تا ۴ انگشت بالای رون بسه...(ای بی ادب چرا داشتی امتحان می کردی که کجا می شه؟؟!؟!؟ )طوری که لباس زیرتون کاملا تابلو باشه.آفرین حالا کفشاتونو بردارید و تا می تونید با ماژیک روش حروف انگلیسی و چرت و پرت بنویسید چند جاشم پاره کنید.خیلی خوب شد ایول بپوشیدش.هر چی انگشتر و گردنبند پیدا می کنید به خودتون آویزون کنید.چند تا عکس حشره مشره هم(مثل سوسک و خرچنگ و عنکبوت و خر چسونه و ...)رو بازوتون بکشید و چند تا پیکسل با طرح های ضایع هم به سر تا پاتون وصل کنید(می تونید از ساق هم استفاده کنید تا ضایع تر شید).بعد یه عینک آفتابی که ۵ برابر چشماتونه رو بزنید حالا شلوارتون یکم بکشید پایین تر دستاتونو بکنید تو جیبتون.آفرین حالا آماده ی قدم زدن تو خیابون شدید!خوش بگذره! (راستی آدامس یادتون نره حداقل ۱۲ تا آدامس بندازید تو دهنتون و به حالت ضایع بجویدش)
دوشنبه نهم فروردین 1389 :: 12:38 :: نويسنده : زحل
چرا مردها دارای وجدان پاکی هستند؟ به این دلیل که هیچ گاه از آن استفاده نمی کنند چرا روانکاوی مردها خیلی سریع تر نسبت به خانم ها انجام می پذیرد؟ زیرا هنگامیکه زمان بازگشت به دوران کودکی فرا می رسد، مردها همان جا قرار دارند شباهت آقایون با آگهی های بازرگانی چیست؟ شما نمی توانید یک کلمه از حرف های آنها را باور کنید و هیچ چیز برای زمانی بیش از 60 ثانیه دوام نمی آورد ورزش کنار دریای آقایون چیست؟ هر موقع خانمی را می بینند شکم هایشان را تو می دهند به یک مرد با نصف مغز چه می گویند؟ با استعداد خدا بعد از خلق مرد ها چه گفت؟ من می تونم کارمو بهتر از این انجام بدم در آمریکا به یک مرد باهوش و با استعداد چه می گویند؟ توریست یک وضعيت غير قابل كنترل چیست؟ صد و چهل و چهار مرد در يک اتاق برای درست کردن پاپ كُرن به چند مرد نیاز است؟ سه تا، یک نفر ماهیتابه را بر روی گاز نگه میدارد و دو نفر دیگر گاز را تکان می دهند تا گرما به تمام سطح ماهیتابه برسد آقایون لباس هایشان را چگونه دسته بندی می کنند؟ "کثیف" و " کثیف اما قابل پوشیدن" تنها یک مرد می تواند یک ماشین ارزان قیمت 2 ميليون توماني بخرد و یک سیستم صوتی 4 ميليون توماني بر روی آن نصب کند شما به مردی که همه چیز دارد چه می دهید؟ زنی که به او نشان دهد چگونه می تواند از آنها استفاده کند چرا مردان تنها در نیمی از زندگی خود با بحران مواجه هستند؟ زیرا آنها در تمام طول زندگی خود در دوران نوجوانی به سر می برند آینده نگری یک مرد چگونه مشخص می شود؟ به جای یک بطری 2 بطری مشروب بخرد فرق یک شوهر جدید با یک هاپوي جدید در چیست؟ بعد از یک سال هاپو هنوز هم از دیدن شما به هیجان می آید نازکترین کتاب دنیا چه نام دارد؟ چیزهایی که مردان در مورد زنان می دانند شنبه هفتم فروردین 1389 :: 12:53 :: نويسنده : محمدرضا
سلام به همه برو بچه های گل سایت! خوب من یه مدت طولانی نبودم(از اول تیر88 تا اول فروردین89) اما دوباره برگشتم با کوله باری پر از تجربه! حضوری فعال تر! قدرتمند تر! شاخ تر!
اومدم که انشاالله با کمک خدا و پشت کار و همکاری رفقا با سرعتی 3برابر نور بریم به اوج! البته پرچم همیشه بالا بوده و هست و خواهد بود! ولی ما میخوایم سیخ تر و تیز تر و دراز ترش کنیم تا کسی جرات نکنه حتی از منتحا الیه زاویه سرندیپیتی sin مشتق تابع ضمنی بش نگاه کنه چه برسه به چپ نگاه کردن!! آره داداش ما شاخیم! میریم بالا! جایی که از فضا هم بریم بیرون تر! تو هم زور نزن که برسی به ما چون جای دیگت میگه بوم!!!! خوب بیشتر از این سرتون رو درد نمیارم مطلب هرچی کم تر محتوا بیشتر ارزش 2 برابر!!! تعطیلات عید رو به خوبی سپری کنید!!!هرچند که هفت روزش گذشت! یکشنبه یکم فروردین 1389 :: 11:7 :: نويسنده : حمیدرضا(مدیر)
سلام خدمت همه ی شما عزیزان . صدا به اون عقبیا می رسه؟! عید سعید باستانی نوروز رو از طرف خودم و تک تک نویسندگان سایت به شما دوستای گل تبریگ میگیم. در ضمن به دنبال یه مدیر برا سنگر ضد پسرا می گردم. منتظر خبرهای جدید در سال جدید باشید!!! دوشنبه نوزدهم بهمن 1388 :: 16:25 :: نويسنده : حمیدرضا(مدیر)
یکی از عزیزان این شعر رو نظر خصوصی گذاشته بود گفتم بذارم توو سایت یه شب شعر با هم داشته باشیم...
برسد به دست enemy دوشنبه پنجم بهمن 1388 :: 14:41 :: نويسنده : حمیدرضا(مدیر)
سلام خدمت همه شما دوستای با حال اول از همه پس گرفتن سایت رو به همه تبریک میگم!!! بعد دیدم دوشنبه ها همیشه آپ می کنیم گفتم ادامه همین عکس می نویسم مطلب جدید رو که هم یه آپ مشتی کرده باشم و هم یه جایزه به مناسبت پس گرفتن سایت بدیم!!! ۱)هرکی که این ۴عکس رو درست بگه که چی هستن یه کارت شارژ۵۰۰۰ تومانی بهش میدم
۲)اینم یه کادو به همه(( user:tarfandestan pas:9092304343 tell:9718170 user:3121 pas:3121 tell:9714002 ۳)اگه یادتون باشه قبلا یه داستان گذاشته بودم که خیلی طرفدار داشت و این بار هم با یه داستان جدید در خدمتتونم که خیلی قشنگ تر از قبلیه حتما بخونید فقط توش غلط زیاد داره دیگه به بزرگواری خودتون ببخشید! بازنـــــده (بقیه در ادامه مطلب)
تقدیم با عشق به همه ی دشمنای سایت
امیدوارم که با این آپ پر محتوا ۲کیلو چاق شده باشید بای تا زمستون سال دیگه!!!
ادامه مطلب ... دوشنبه بیست و هشتم دی 1388 :: 12:24 :: نويسنده : زحل
سال ۱۳۳۸ دختر خانواده همراه با مادرش کنار حوض روی تخت چوبی نشسته اند و یک ظرف سال۱۳۴۸ پدر خانواده با عصبانیت وارد اتاق می شود و پس از آنکه کمی جَنَم رو کرد وچهار تا کاسه کوزه را زد شکست، فریاد می زند: دخترهء چشم سفید حالا واسهء من دانشگاه قبول میشه... چشمم روشن... مردم از فردا نمی گویند آقا رضا غیرتِ تو شکر؟ هیچی دیگه ولش کن فردا می خواهد شلوار مدل برمودایی و مانتوی بدن نما بپوشد و نوبل صلح هم بگیره... زن اگر اجنبی ها بهش نوبل صلح بدهند مردم چی می گویند؟ مادر خانواده با لحن التماس آمیز می گوید: مرد، حالا چرا شلوغش می کنی؟ نوبل و برمودا چیه؟ دخترمون فقط دانشگاه قبول شده، همین... این قدر سخت نگیر... بالاخره با اصرارهای مادر، پدر قبول می کند دخترش به دانشگاه برود. وقتی پدر قانع شده سیگارش را روشن می کند و مادر می گوید: مرد، خدا سایهء تو را از سر ما کم نکند! سال۱۳۵۸ فریادِ مردِ خانواده تمام کوچه را پر می کند: چی؟! می خواهد برود سرِ کار؟!یعنی من این قدر بی غیرت شدم که دخترم بره سر کار و پول بیآره تو خونه؟ پس من اینجا هویجم؟ مگر این که بابت این بی آبرویی از روی نعش من رد شوید... کسی از روی نعش مرد خانواده رد نمی شود ولی دختر خانواده هم چند ماه بعد با وجود غرغرهای پدرش بالاخره سر کار می رود. صدای مادر خانواده به گوش می رسد: مرد، خدا تو را برای ما حفظ کند! سال ۱۳۸۸ مرد خانواده: آخه خانم این چه وضعیه؟ روز اولی که آمدی خواستگاریم، گفتم دلمنمی خواهد زنم از این مانتوها بپوشد و آرایش کند، گفتی دورهء این اٌمٌل بازی ها گذشته، ما هم گفتیم چشم! بعد گفتی اگر خانه خریدی به جای مهریه خانه را به نامم کن، گفتم چشم! آن اول حق طلاق را هم از ما گرفتی، حالا هم می گویی بنشینم توی خانه بچه داری کنم؟ زن: عزیزم مگه چه اشکالی داره؟ مگه تو ماهی چقدر حقوق می گیری؟ تمام حقوقت هم بابت کرایه تاکسی، خرج ناهار خودت و مهد کودک بچه و جریمهء ماشینت می رود. حالا اگر بنشینی توی خانه و از بچه نگه داری کنی هم خرجمان کم می شود هم بچه مان وقتی بزرگ شد از کمبود محبتِ پدر و مادر رنج نمی برد... آفرین عزیزم ... خدا سایه ات را (فعلا) سر ما نگه دارد... سال۱۴۸۸ زن خانواده: عزیزم تو که انقدر فسیل نبودی. مثلا توی دوستانت به روشن فکریمعروفی. آخه چه اشکالی دارد؟ این همه سال ما زن ها بچه دار شدیم حالا به کمک علم چند وقتی هم شما مردها از این کارها بکنید. اصلا مگر نمی گفتی جد بزرگت همیشه می گفته: چه مردی بود کز زنی کم بود؟ پس از مقداری بحث منطقی مرد بالاخره قبول می کند و نه ماه بعد وقتی بچه بغل وارد خانه می شود زن با عشوه می گوید: مرد ... یعنی سایه تو تا کی بالای سر ماست؟ سال ۱۵۸۸ چند تا مرد دور هم نشسته اند و در حالیکه سبزی پاک می کنند آهسته مشغول تبادلنظرند. - آره... می گویند هدف این جنبش بازگرداندن حق و حقوق ضایع شدهء مردهاست... - حق با آقا جمشیده... ببینید این زن ها چقدر از ما سواستفاده می کنند؟ تا وقتی خونهء بابامونیم باید آشپزی و بچه داری و اینها را یاد بگیریم و توسری بخوریم، بعدش هم بدون مشورت زنمان می دهند و زنمان هم مارا استثمار می کند... - خب می گفتم... اسم این جنبش سیبیلیسم است و... در این حال با ورود خانم یکی از آنها بحث به زیاد بودن گِل سبزی کشیده می شود! زن می گوید: خدا سایهء شما مردها را از سر سبزی ها کم نکند! دوشنبه هفتم دی 1388 :: 15:39 :: نويسنده : پریسا
اينم يک مطلب جالب درباره آقایان ۳- مردها مثل آگهي بازرگاني هستند..... يک کلمه از چيزهايي را که ميگن نميشه باور کرد ۴- مردها مثل کامپيوتر هستند..... کاربري شون سخته هرگز حافظه قوي ندارند ۵- مردها مثل سيمان هستند .....وقتي جايي پهنشون مي کنيد بايد با کلنگ آنها را از جا بکنيد ۶- مردها مثل تعطيلات هستند..... هيچ وقت به اندازه کافي بلند به نظر نمي آيند. ۷- مردها مثل طالع بيني مجلات هستند..... هميشه بهتون ميگن که چيکار بکنيد و معمولا هم اشتباه مي گويند ۸- مردها مثل جاي پارک هستند .....خوب هاشون قبلا اشغال شده و اونايي که باقي موندن يا کوچيک هستند يا جلوي در منزل مردم ۹- مردها مثل باران بهاري هستند.....هيچوقت نمي دونيد کي مياد چقدر ادامه داره و کي قطع ميشه ۱۰- مردها مثل نوزاد هستند..... توي اولين نگاه شيرين و با مزه هستند اما خيلي زود از تميز کردن و مراقبت از آنها خسته ميشيد ۱۱- مردها مثل ماشين چمن زني هستند..... به سختي روشن ميشن و راه ميفتن , موقع کار کردن حسابي سروصدا راه مي اندازند و نيمي از اوقات هم اصلا کار نمي کنند. دوشنبه بیست و سوم آذر 1388 :: 21:0 :: نويسنده : نیلوفر
پسر ها شبیه سوسک هستند !!!!!! چرا؟؟؟؟؟ میگم خدمتتون 1.دقت کردین بعضی سوووسکااا گیر میدن بهت هرچی با دمپایی میزنی تو سرشون بیشتر میان طرفت!!!! 2.دیدین سوسک ها چقدر سگ جونن لهشون میکنی ولی هنوز شاخکاشونو تکون میدن خووووووووب تا اینجا فک کنم منظورمو گرفته باشین!!!! خوب میریم سراغ بقیه ی شباهت ها 3.مدل مووووووووو های پسرااااااا (با وجود تنها 2 تار مو!!! همونو با کلی چسب و تافت و ... سیخ می کنن) 4.سوووسک موجود چندشیه (مثل پسر ها که خیلی چندشن) 5.سوسکااا رو هیچکی دوست نداره (البته من به استثنا ها کاری ندارم کلی گفتم)دقیقا مثه پسر هاااااااا 6.سوسک تنها حشره ایه که خوشگلش پیدا نمیشه!!! مثل پسر که نسل خوشگلاش منقرض شده!!! 7.میگن سوسکااا خیلی پیچیدن و محققا هنوز از زندگیشون سر در نیاوردن درست مثل پسر جماعت که هیچ وقت نمیفهمی پشته ای قیافه یه زشتش چیه!!!!بس که موزیییییییییی ان خوب فک کنم به اندازه ی کافی دلیل اوردم واسه اینکه شما دختران محترم شباهت زیااااااااااد بین این دو موجودو بفهمین پس الان میشه به یه نکته اشاره کرد واسه من سواله که چرا دخترا با دیدن سوسک جیییییییغ میزنن و در میرن ولی با دیدن یه پسر..... نه واقعا خیلی واسم جالبه !!!!؟؟؟؟ یه سوال دیگه چرا پسر ها با وجود این همه شباهت سوسک های بیچاررو میکشن (خیلی راحت) آقا پسر های محترم !!!! یه نگا به این عکسه پایین بندازین !!! شبااااااااااهتو داری؟؟؟؟؟؟؟؟!!!!!! یکشنبه پانزدهم آذر 1388 :: 0:31 :: نويسنده : حمیدرضا(مدیر)
سلام به همه دوستان و مثل همیشه آرزو میکنم همتون ok باشید. ۱سال گذشت !!! ۱سالی که برا من یکی مثل برق و باد بود.در سخت ترین شرایط چه از لحاظ درسی که الان هم چندتا از نویسنده ها درگیر کنکورن ایشالا موفق باشن ویا عدم دسترسی به نت و شرایط خاص دیگه که اصلا جای توصیفش اینجا نیست.تک تک نویسنده ها دست به دست هم دادند هدفشون خواستن بود که خیلی خوب این فعل رو صرف کردن و خسته نباشید میگم بهتون البته می دونم که خستگی ناپذیرید ولی دست مریزاد به همتون. تولد ۱سالگی سایت kal2kal مصادف شده با عید غدیر که اینم خودش افتخاریه. هم عید و هم تولد رو به شما نویسنده های دست طلا و خواننده های چشم عسلی تبریک می گم.با این اوصاف یک سال از فعالیت ما می گذره به نظرم موفق بودیم. توو این مدت با خلق و خو و ادب و شخصیت و نظر و عقیده و صراحت بیان و ... مختلفی آشنا شدم که اگه هر چیز سایت برام سخت و تلخ بود ولی به این تجربه و درسی که گرفتم افتخار می کنم. آمار ۱ساله سایت رو درآوردم و با یه نگاه اجمالی بهش فکر نمی کنم چشمای قشنگتون ضعیف بشه. بازم جا داره سالروز ساخت سایت رو به همه دوستان و آشنایان و اقوام و کسبه محل تبریک عرض کنم. با آرزوی توفیق و موفقیت روز افزون برای شما دوست گرامی.
محبوب ترین نویسنده: نیلوفر (بهت تبریک می گم بیشترین نظر برای مطلب نیلوفر تقریبا ۱۵۰۰ تا بوده!!! (یه ذره یاد بگیرید یه ذره بچه رو نگاه کن مطالب پر بازدید و special از لحاظ سرچ(یاهو و گوگل) برای محمدرضاست.دمت گرم رومونو سفید کردی بهترین نویسنده: محمدرضا-آرش-میلاد-امیر-عرفان-فرزان-زحل-نیلوفر و در آخر منم دسته بیل!!!بدون کسب هیچ مقام و منزلتی اینجاست که میگن میز مدیریت وفا نداره!!!
دوشنبه بیست و پنجم آبان 1388 :: 7:0 :: نويسنده : زحل
پسر : سلام.خوبی؟مزاحم نیستم؟دختر: سلام. خواهش می کنم.?asl pls پسر : تهران/وحید/۲۶ و شما؟ دختر: تهران/نازنین/۲۲ پسر: اِ اِ اِ چه اسم قشنگی!اسم مادر بزرگ منم نازنینه. دختر: مرسی!شما مجردین؟ پسر: بله. شما چی؟ازدواج کردین؟ دختر: نه. منم مجردم. راستی تحصیلاتتون چیه؟ پسر: من فوق لیسانس مدیریت از دانشگاه MIT اَمِریکا دارم. شما چی؟ دختر : من فارغ التحصیل رشته گرافیک از دانشگاه سُربن فرانسه هستم. پسر: wow چه عالی!واقعا از آشناییتون خوشحالم. دختر : مرسی. منم همین طور. راستی شما کجای تهران هستین؟ پسر: من بچه تجریشم. شما چی؟ دختر : ما هم خونمون اونجاس. شما کجای تجریش می شینین؟ پسر: خیابون دربند. شما چی؟ دختر : خیابون دربند؟ کجای خیابون دربند؟ پسر : خیابون دربند. خیابون…… کوچه……پلاک….شما چی؟ دختر: اسم فامیلی شما چیه؟ پسر: من؟ حسینی! چطور؟ دختر: چی؟وحید تویی؟ خجالت نمی کشی چت می کنی؟تو که گفتی امروز با زنت می خوای بری قسطای عقب مونده خونه رو بدی.!مکانیکی رو ول کردی نشستی چت می کنی؟ پسر : اِ عمه ملوک شمائین؟چرا از اول نگفتین؟راستش! راستش!دیشب می خواستم بهتون بگم امروز با فریده…. آخه می دونین……….. دختر : راستش چی؟ حالا آدرس خونه منو به آدمای توی چت میدی؟می دونم به فریده چی بگم! پسر: عمه جان ! تو رو خدا نه! به فریده چیزی نگین!اگه بفهمه پوستمو میکّنه!عوضش منم به عمو فریبرز چیزی نمی گم! دختر: او و و و م خب! باشه چیزی بهش نمیگم.دیگه اسم فریبرزو نیاریا!راستی من باید برم عمو فریبرزت اومد. بای پسر: باشه عمه ملوک! بای…… دوشنبه بیست و هفتم مهر 1388 :: 21:20 :: نويسنده : نیلوفر
دختری ساده و نه مذهبی در حال عبور کردن از خیابان بود که پسری از پیاده رو داد زد : سیبیلوووووووو چطوری؟؟دختر کاملا خونسرد تبسمی کرد و جواب داد : وقتی تو زیر ابرو بر میداری منم سیبیل بزارم تا جامعه احساس کمبود مرد نداشته باشه!!!!! دوشنبه سیزدهم مهر 1388 :: 16:50 :: نويسنده : زحل
و سرانجام... المپیک پسر هارسید ۱)مخ زدن دختر بسیجی در ۱۰ ثانیه ۲)تحمل کردن و از حال نرفتن در مقابل ۲۰ دختر سمج ۳)دویدن در حیاط مدرسه دخترانه بدون نگاه کردن به اطراف ۴)رقابت با دختران در رشته چونه زنی وپر حرفی وپشت موبایل یا تلفن ۵)ناز کشی ۳ دختر به طور همزمان ............... عجب المپیکی بشه ها!!!!!! دوشنبه بیست و سوم شهریور 1388 :: 18:10 :: نويسنده : حمیدرضا(مدیر)
با عرض سلام خدمت همه ی خوانندکان این مطلب و حتی شنوندگان چون شاید این خبر دهن به دهن پخش بشه!خوب ایشالا همیشه ok باشید و همه چیز براتون ok باشه.ok بودن یا نبودن بعضی از موضوعات توو زندگی بستگی به خود آدم داره که می تونه با انتخاب درست یا غلط خودت باشی و خودت.دیگه آخرین روزای تابستونه,تابستونی که چه خوب و چه بد گذشت و دیگه هم تکرار نمیشه,ایشالا که به شما خوش گذشته باشه و در آینده هم بهتون خوش بگذره... .
من زیاد اهل زیاده گویی نیستم و سخن ور ماهری هم هیچ وقت نبودم.پس زیاد وارد حاشیه نمی شم. بعضی ها می گن رضا برای خود شیرینی وب رو گذاشت برای فروش,بعضی ها میگن این می خواست ببینه چه قدر طرفدار داره,بعضی ها می گن می خواست ببینه سایتش چه قدر می ارزه ووو . آدم توو هر راهی که وارد میشه یه سری دشمن داره یه سری دوست و من تا جایی که تونستم سعی کردم دشمنام رو با کاری که انجام میدم تبدیل به دوستام کنم.هر از چند گاهی هم موفق بودم حتی یکی از نویسنده های این سایت اصلا رابطه ی خوبی با من نداشت ولی به مرور زمانهمه چیز ۳۶۰ درجه تغییر کرد و حتی اومد نویسنده ی این وب شد. من نمیگم خیلی خوبم یا بدم ولی خدا رو گواه می گیرم نه وب رو برای خود شیرینی برای فروش گذاشتم نه می خواستم ببینم چه قدر طرفدار دارم و نه می خواستم ببینم سایتم چند می ارزه!و فقط و فقط قصد فروش داشتم. حالا شما می گید که چرا من این حرف ها رو می زنم؟!!!چون از فروش منصرف شدم.شاید این خبر برا خیلی ها خوشایند نباشه ولی خوشبختانه یا متاسفانه من به مدیریت خودم ادامه میدم ولی به سبک و روشی متفاوت.متفاوت از این نظر که با روش قبلیم که می گفتم ثبت موقت کنید و خودم به نوبت مطالب رو می ذاشتم دیگه این جوری نیست! نظرای همه ی شما دوستان رو خوندم و از همتون تشکر می کنم ولی یه حرف رو من خیلی تاثیر گذاشت که باعث شد من برگردم یکی که شاید دوست نداشته باشه اسمش رو بیارم بهم گفت پول تموم میشه ولی رفاقته که می مونه.من پیش خودم برداشت کردم که یعنی تو همه ی کسایی که ازت خواستن بمونی رو به پول ترجیه می دی به هیچ عنوان این جوری نبود و من برای اثبات این حرفم هست که وب رو نفروختم. به هر حال من از لحاظ مدیریتی در خدمت شما هستم ولی دورادور و کمتر حضور من رو احساس می کنید فکر نکنید که من اصلا نیستم و نشستم میگم up کنید.نه من هستم و همه ی کار ها رو زیر نظر دارم.به همین علت هم می خواستم وب رو بفروشم که کار به اینجا ها نکشه و شما با مدیریت جدید به سبک و سیاق قبلی کار رو ادامه بدید.. من می خوام کمتر خودم رو درگیر وب و اینترنت کنم و بیشتر به درس برسم قبلا اینجوری بود که من اول به وب می رسیدم و در کنارش درس هم می خوندم که خیلی هم ضربه خوردم ولی با تلاش خودم شرایط رو عوض کردم. خوب توو این روش جدید به شخص اس ام اس می دم و میگم که نوبت شماستup کن اگه بتونه up کنه که هیچ اگه نمی تونه میگه فلانی من نمی تونم و من به نفر بعدی میگم تا up کنه. تو این روش مشکلاتی هست که نویسنده شاید به من اعتماد نداشته باشه که شمارش رو بده و من بهش حق می دم ولی خوب من فقط از این راه می تونم مدیریت کنم اگه دوست داشتید در خدمتتون هستم اگرنه هم که شرمنده عضویت نویسنده غیر فعال میشه. و اگر از دوستان کسی هست که می خواد وارد جنگ جهانی سوم بشه و نویسنده باشه به من اطلاع بده تا با هم همکاری خوبی داشته باشیم. عزیزانی که نظر یا پیشنهادی دارن که می تونه باعث افزایش کیفیت و جذابیت و بازدید سایت بشه به من بگن تا در صورت امکان پیشنهادشون عملی بشه.(یه شیرینی خوب پیش من داره!) موندم تا نگن رضا بی معرفت بود,به امید روزی که کسی نباشه kal2kal رو نشناسه! یکشنبه بیست و دوم شهریور 1388 :: 2:26 :: نويسنده : پرنیا
سلام به دوستای گلم این آپم به خاطر گل روی همه دوستان
دختر وقتي ميخواد بره بيرون، پنج ساعت و نيم ارايش ميكنه هفتاد نوع لباس عوض ميكنه،ده جور عطر به خودش ميزنه و يه ربع بعد برميگرده پسر وقتي ميخواد بره بيرون ،يه ربع لباس ميپوشه و تا بفهمي چي شده سريع پريده تو خيابون و ده ساعت بعد بر ميگرده دختر وقتي ميخواد خريد كنه قيمت تمام اجناس مغازه رو ميپرسه طوري كه فروشنده تصميم به خودكشي ميگيره و بعد هيچ چيز نميخره پسر اولين جنسي كه تو مغازه ميبينه ميخره ومياره خونه و ميپوشه و بعد تازه متوجه ميشه كه اندازش نيست دختر بعد از پرسيدن قيمت اجناس و قيمت......فروشنه، اگه كمي فروشنده شانس داشته باشه تصميم به خريد يه جنس ميگيره وبعد وارد عمليات چونه زني ميشه پسر بعد از انتخاب جنس ،پول دوبله و سوبله به فروشنده ميده طوري كه تا آخر ماه ته جيبش شيپيش مي مونه دختر ساعتها تو حموم مي مونه و عمليات تاكتيكي رو خودش انجام ميده پسر پنج دقيقه و سي و چهار ثانيه ركورد حمام رفتن ميزنه دختر براي تابستون انواع كلاساي كامپوتر و زبان و تايپ و ... رو انتخاب ميكنه پسر ماه اول تيكه انداختن به دختراي گرامي، ماه دوم تور كردن ، ماه سومبا عرض پوزش.... دختر موقع راه رفتن آنچنان حساب شده قدم برميداره كه همه انگشت به دهن بمونن پسر طوري راه ميره كه از پشت احساس ميكنه يه شتر داره يورتمه امتحان ميده
سلام به همه دوستان گلم و سلام به همه ی شما خواننده های عزیز از امروز یک بخش سرگرمی هم براتون میذارم (نمیدونم بقیه هم میخوان بذارن یا نه ولی من به جز مطالب ضد دختر براتون مطالب طنز هم میذارم) امروز هم یه عکس زیبا از لذت بردن پریدن از ارتفاع توی آب رو برای شما عزیزان آماده کردم در ادامه مطلب ادامه مطلب ... دوشنبه دوم شهریور 1388 :: 22:7 :: نويسنده : زحل
سلام... خوب...بالاخره نوبت ما هم شد!!!! احتمالا این آخرین آپ من باشه!!!!این بار رو هم به خاطر رضا آپ کردم! خلاصه بگم که اگه حمیدرضا باشه که چه بهتر!اگه نباشه....من یکی که نیستم! حالا بی خیال این حرفا....بریم سراغ ضد پسر:P : 1. کتیرا می زنین ولی به رفقا می گین این ژل رو داییم از آمریکا آورده، کتیرا رو به سر می زنین و فرق باز می کنین، موها رو به کف سر می چسبونین و به کناره سر می برین.۲. شلوار پارچه ای قهوه ای با خط های سفید ، جوراب مشکی (حدالامکان بوی کمتری بدهد!) ، صندل های بند دار چرم! ۳. شما کلاستون بالاس و اسپورت رو فراموش نمی کنین! پس یه تی شرت آستین کوتاه که روش کلمه اسپورت به انگلیسی نوشته شده باشه می پوشین و میزنین زیر شلوار پارچه ایه!!! یه کمربند که سگکش عقاب باشه هم جلوه خاصی داره! ۴. وسایل موجود در جیب: چاقوی ضامن دار (که اگه یهو خدای نکرده خواستن بدزدنتون و از تیپتون استفاده کنن بتونین از حق خودتون دفاع کنین!) شونه (شاید موهاتون در اثر وزش باد خراب شه!) دستمال چهار خونه (پاک کردن عرق پیشونی و فین کردن!) خودکار بیک آبی و یک کارت (که اگه یه وقت دختر خانوم خنگی خاطر خواتون شد بهش شماره تون رو بدین!) یک کیف چرمی حاوی: عکس بابای بابابزرگ، عکس شکیلا، دسته کلید، پول های پاره پوره! ۵. تیکه های قابل پروندن به دخترهای بیچاره: جیگرتو می خورم، خوشگله، مو قشنگ، خانوم خانوما، (چشاتون از ................) ۶. جای شماره می تونی آیدی تون رو روی کاغذ بنویسین. وجود یکی از کلمات زیر در آیدی الزامی ست : پی ام سی، امینم، پی سی استار، دی جی، دنجر، متال، هکر و غیره! ۷. وقتی بیرون میرین یه کاور خالی گیتار رو روی دوشتون میذارین و طوری دخترا رو نگاه می کنین که انگار محمدرضا گلزار هستین! دیدین شما پسرا آمادگی جوات شدنتون بیشتره! جمعه سی ام مرداد 1388 :: 17:26 :: نويسنده : مینا
با عرض سلام خدمت تمامی نویسندگان وبازدیدکنندگان محترم
خواستم به عرض همگی برسونم که من با اجازه آقای مدیر(حمیدرضا) آپ کردم.لطفا هرکس قصد انجام این کار را دارد از قبل هماهنگ کند با مدیر وبلاگ
بعضی پسرا برای این که نشان دهند هنرمند هستند موهای خود را تا منتها الیه شانه ها یا کمر خود بلند میکنند زلف بر باد مده تا ندهی بر بادم پس این بر ما واضح و مبرهن است که وجود پسران آیه و قدرت خداوندی نیست پس این سوال بر همگان به وجود میاید که این موجودات جرا زنده هستند و همچنان نفس میکشند؟؟؟ خبر جدید: اخطار:* چهارشنبه بیست و یکم مرداد 1388 :: 20:0 :: نويسنده : پری
برین کنار من باز اومدم!
اووووووووووووووووووووه! چیهههههههههههههههههه! یک هفته نبودما! نظراتون رو خوندم خیلی خندیدم! شماها هم خیلی جدی گرفتینا! اومدیم اینجا یکم بهم گیر بدیم بخندیم! اونوقت شما میاین حرس میخورین فحش میدین! بی خیال! راسی اقا امیر که اومدن میگن سلام پری جوابت رو بگیر دیگه از این مطالب ننویس! باید بگم و ارزوی ما دخترا این نیست که پسر باشیم! چون پسرا همیشه باید ناز بکشن و همون طور که تو نظرات گفتین پسرا میان بوق میزنین که بعدش دختر(خاک بر سرش اگه خر شد!) سوار میشن! ارزوی ما این که میتونستیم مثه شما هر کار میخوایم بکنیم! که اینهم به خاطر این مملکت اشغال که همه ازش فرارین! حالا هم میخوام به افتخار دخترا مطلب ضد پسر بزارم! کارایی که پسرای ایرونی عمرا نتونن انجام ندن!
دخترا خوششون اومد!
بای بای تا بعد! چهارشنبه چهاردهم مرداد 1388 :: 15:18 :: نويسنده : بنفشه
سلووووووووووووم خوبید همگی یه چند وقتی نبودم میبینم بلاگ تغییراتی کرده شده ضد پسر و دختر قاطی اینجوری بیشتر خوش میگذره خواهرای گرامی سلام عرض میکنم خلاصه اومدم اعلام موجودیت کنم در ضمن توی یکی از اپایی که کرده بودم دو تا خانوم به اسم مینا و سارا نظر داده بودن خیلی مودبانه جوابتونو دادم میتونید برید ببینید ___________________________________________________ دخترا به پنج گروه اصلی تقسیم میشن: گروه اول:دخترایی هستن که پسرا رو بد بخت میکنن گروه دوم:دخترایی هستن که اشک پسرا رو در میارن گروه سوم:دخترایی هستن که جوون پسرا رو به لبشون میرسونن گروه چهارم:دخترایی هستن که کاری میکنن که پسرا روزی 18 بار ارزوی مرگ کنن گروه پنجم:دخترایی هستن که به اشتباه فکر میکنن که جزو هیچ کدوم از گروه های بالا نیستن! هر چی تلاش کردم نفهمیدم این مطلب ضد پسر یا دختر! ______________________________________________________ پسر : دوست دارم دختر : خفه شو پسر : عاشقتم دختر : خفه شو پسر : میمیرم برات دختر : خفه شو پسر : فدات شم دختر : خفه شو پسر : خاک زیر پاتم دختر : خفه شو پسر : زنم میشی؟ دختر : جدی میگی؟ پسر : خفه شو! سلام به دوستای گلم یه عکس پیدا کردم به نظرم جالب بود منم بی اجازه اقای مدیر تو ثبت موقت نذاشتمش آخه نمیتونستم تحمل کنم و نذارمش آخه فکر کنم اون که هی میگه
اینم آخر عاقبت منت کشی!!!!!!!! شنبه دهم مرداد 1388 :: 11:36 :: نويسنده : پری
اگرپسري بر ضد دخترها حرفي زد بدونيد (ایول دخترا! پنجشنبه هشتم مرداد 1388 :: 12:48 :: نويسنده : حمیدرضا(مدیر)
سلام ، به هه دوستان عزیز و نویسنده ها
آیا مفهوم واژه ی ثبت موقت رو می فهمید؟؟؟؟ چند بار باید بگم؟؟؟ چه جوری باید بگم ؟؟؟ ما از اردیبهشت تا حالا ثبت موقت داریم اون وقت از راه می رسی از یه مطلب خوشت میاد می ذاری؟؟؟ شما مطلب پیدا می کنی و ثبت موقت می کنی و من خودم می ذارم تو وبلاگ نترسید کسی مطالبتون رو نمی خوره!!! تا الان وبلاگ با نظم جلو اومده و دوست ندارم کسی این نظم رو خراب کنه در صورت تکرار عضویت شما لغو میشه! پنجشنبه هشتم مرداد 1388 :: 9:57 :: نويسنده : مینا
افتخار افتخار افتخار
توضیح : بدلیل برخی محدودیت ها والبته بی جنبه بودن برخی خوانندگان اجبارا چند مورد سانسور شد چهارشنبه هفتم مرداد 1388 :: 20:9 :: نويسنده : پرنیا
سلام سلام
دلم برای همتون چقدر تو این مدت آپ کردین و به همه نویسنده های جدید خوشامد میگم
دوشنبه پنجم مرداد 1388 :: 19:28 :: نويسنده : پریسا
اينم يک مطلب جالب درباره آقایان ۳- مردها مثل آگهي بازرگاني هستند..... يک کلمه از چيزهايي را که ميگن نميشه باور کرد ۴- مردها مثل کامپيوتر هستند..... کاربري شون سخته هرگز حافظه قوي ندارند ۵- مردها مثل سيمان هستند .....وقتي جايي پهنشون مي کنيد بايد با کلنگ آنها را از جا بکنيد ۶- مردها مثل تعطيلات هستند..... هيچ وقت به اندازه کافي بلند به نظر نمي آيند. ۷- مردها مثل طالع بيني مجلات هستند..... هميشه بهتون ميگن که چيکار بکنيد و معمولا هم اشتباه مي گويند ۸- مردها مثل جاي پارک هستند .....خوب هاشون قبلا اشغال شده و اونايي که باقي موندن يا کوچيک هستند يا جلوي در منزل مردم ۹- مردها مثل باران بهاري هستند.....هيچوقت نمي دونيد کي مياد چقدر ادامه داره و کي قطع ميشه ۱۰- مردها مثل نوزاد هستند..... توي اولين نگاه شيرين و با مزه هستند اما خيلي زود از تميز کردن و مراقبت از آنها خسته ميشيد ۱۱- مردها مثل ماشين چمن زني هستند..... به سختي روشن ميشن و راه ميفتن , موقع کار کردن حسابي سروصدا راه مي اندازند و نيمي از اوقات هم اصلا کار نمي کنند یکشنبه چهارم مرداد 1388 :: 17:38 :: نويسنده : نیلوفر
پسرا
پسرها همشون خاکبرسرن همه گنگ و خنگ و احمقن همشون فکر ميکنن دااافن ولي از خزيشون الاافن ابرو نازکه از همه سر تره ولي نميدونه که چقدرانتره قدا همه دو كمرا پنجاه بيا خوش تيپاي ما رو نگاه همشون فكر ميكنن شيرن ولي فوتشون كني كه ميميرن
........ مطالب قدیمیتر >>
جبهه ها هم رزم های روزانه
هم رزم ها
|
|||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
|
تمامی حقوق این وبلاگ محفوظ است |طراحی : kal2kal
|
|||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||