تبليغاتX
۞ دختر + پسر = جنگ جهانی سوم ۞

doost-doshman

حمیدرضا(مدیر)

doost-doshman

http://doost-doshman.blogfa.com

۞ دختر + پسر = جنگ جهانی سوم ۞

۞ دختر + پسر = جنگ جهانی سوم ۞ - داستان

۞ دختر + پسر = جنگ جهانی سوم ۞

جنگ جهانی سوم همین جاست!!!
ضد دخترا ، ضد پسرا !

سلام سلام
حالتون چه طوره؟ایشالا همیشه ok باشید!
چیه؟!!! دنبال سنگر و خون و لشکر کشی و ... می گردی؟!!!
نه بابا بی خیال !!! ولی باور کن جنگ جهانی سوم همین جاست!!!
باور کن میشه من که خودم همین الان تیر خوردم و خودمو از خاکریز به کامپیوتر رسوندم که بگم عقب نشینی نکنید... .
اگه دختری برو توو سنگر دخترا اگه پسرا برو توو سنگر پسرا !!!
اینم یادت نره که یه سرباز واقعی هیچ وقت میدون رو خالی نمی کنه!

دوستانی که می خوان ما رو لینک کنن با اسم
۞ دختر + پسر = جنگ جهانی سوم ۞
این کار رو انجام بدن بعد منو خبر کنن تا با کمال میل لینکتون کنم.



***نکته کنکوری: اینو میگم به اونایی که با من بدن و به تهمت های کثیفی هم دامن زدن.ببین کره ی زمین گرده,به هم می رسیم می فهمی که خالی بستی یا نه اصلا تو خوب و عالی هستی... . تو خوبی,تو جلویی باشه ما پشتیم ولی مسیری که میری گرگ هاش رو ما کشتیم !



سرباز نظر یادت نره!!!

www.kal2kal.ir

BOYS vs GIRLS

۞ دختر + پسر = جنگ جهانی سوم ۞

داستان

سلام....

براي تخمين درصد انحرافات كاذب در گروه هم اينك جلب ميكنم !!

جان؟

آهان ببخشيد ! توجه شما رو به داستان زير ميجلبم ... !!

واي به حالتون اگر آخر اين داستان اصلاح نشيد !!

  

يك خانم روسي و يك آقاي كانادايي با هم ازدواج كردند و زندگي شادي را در تورنتو آغاز كردند...

طفلكي خانم ، زبان انگليسي بلد نبود اما مي توانست با شوهرش ارتباط برقرار كند.

مشكل وقتي شروع شد كه خانم براي خريد مايحتاج روزانه بيرون رفت.

يك روز او براي خريد ران مرغ به مغازه قصابي رفت.اما نمي دانست ران مرغ به زبان انگليسي چه مي شود . براي همين اول دست هايش را از دو طرف مانند بال مرغ بالا و پايين كرد و صداي مرغ درآورد. بعد پايش را بالا آورد و با انگشت رانش را به قصاب نشان داد . قصاب متوجه منظور او شد و به او ران مرغ داد !


روز بعد او مي خواست سينه مرغ بخرد. بازهم او نمي دانست كه سينه مرغ به انگليسي چه مي شود. دوباره با دست هايش مانند مرغ بال بال زد و صداي مرغ درآورد. بعد دگمه هاي پالتو اش را باز كرد و به سينه خودش اشاره كرد . قصاب متوجه منظور او شد و به او سينه مرغ داد


روز سوم خانم ، طفلك مي خواست سوسيس بخرد. او نتوانست راهي پيدا كند تا اين يكي را به فروشنده نشان بدهد. اين بود كه شوهرش را به همراه خودش به فروشگاه برد....

.........

........

.......

......

.....

....

...

..

.

اي بي تربيت !!

براي خواندن ادامه داستان به پايين صفحه برويد !!
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.

خب از اونجايي كه 95% از شما خيلي شيطون هستيد ، مطمئنا فهميديد به چه دليل شوهر خانم براي خريد سوسيس به مغازه قصاب رفت ...

اما ......

.......

......

.....

....

...

..

.

با خودتون چي فكر كرديد؟


حواستون كجاست ؟
 

شوهر اين خانم به 1 دليل خانم روسيش رو همراهي كرد اونهم بدليل اينكه :
بلد بود انگليسي صحبت كنه !!

+ نوشته شده در سه شنبه یکم دی 1388ساعت 16:21 توسط عرفان |